آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٩٩ - ١ - ريشههاى تعهد و الزام اخلاقى
استفاده مىشود: «وَ قالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ ما كُنَّا فِي أَصْحابِ السَّعِيرِ»[١]، و در دل مؤمن دو نور وجود دارد، درحالىكه كافر جز يك نور در خود نمىيابد و اين همان راز نور درهمآميخته است:
«نُورٌ عَلى نُورٍ»[٢]
آيا معناى اين سخن آن است كه در الزام اخلاقى، مابين دو منبع مختلف (عقل، وحى) تفاوت قائل شويم؟ هرگز! بلكه شايستهتر آن است كه ما هردو را همچون يك منبع ببينيم، امّا نزديكترين آنها به مردم (عقل) از صفاى كمترى برخوردار است، و اين بدان جهت است كه آن نور مكمّل (وحى) براى ما كمتر دستيافتنى است و تسلّطى نيز بر ما ندارد. بنابراين از ناحيه آن تعهد اخلاقى نيست، پس تعهد از خلال باطن و وجدان فردى ما و شرايط خاصّى است كه تحقّق مىيابد، به اين ترتيب، از ناحيه همين وجدان فردى در همه حالات، اين امر مباشر (عقل الهى) را دريافت مىكنيم و عقل بشرى ما نيز همان چيزى است كه ما را فرمان مىدهد تا در برابر عقل الهى تسليم باشيم.
از اينرو، غزالى امكان يافته است، بگويد: «سخن گويندهاى كه مىگويد: ناخواسته اين كار انجام شد! سخن بىدليلى است، زيرا كارى كه نه در آخرت و نه در دنيا انجام دادن و ندادنش غرض و فايدهاى براى ما ندارد، سرگرم شدن به آن معنايى ندارد، چه ديگران آن عمل را بر ما تحميل كنند و يا نكنند».[٣] اين از سويى؛ و از سوى ديگر، وقتى كه من از خود مىپرسم تا عملا با وظيفه خويش در جايى كه از وضوح نسبى برخوردار است آشنا شوم، درحالىكه پيش از شروع به كارى سر تسليم در برابر انوار فطرى خود فرود آوردهام، بنابراين راهنمايى وجدان و ضمير من هرگز ارزش يك قانون اخلاقى را براى من ندارد، مگر وقتى كه معتقد باشم كه در ذات خود بيانگر يك حقيقت اخلاقى است، نه يك حقيقت نسبى نسبت به احساس من. تمام تلاش فكرى و تأمّلم با هدف مطالعه اين حقيقت است كه معتقدم در اعماق جان من و در جوهر ذات هر موجود عاقلى ريشه دارد.
بنابراين، هرگاه به ما بگويند كه ما كسانى هستيم كه به عنوان اعضاى عالم عقلى براى خود قانونگذارى مىكنيم، بر ما لازم است كه براساس آن استقلالى كه ويژه عقل است باهم متّفق
[١] - ملك( ٦٧) آيه ١١:« و مىگويند: اگر ما گوش شنوا داشتيم و يا تعقّل مىكرديم، در ميان دوزخيان نبوديم.»
[٢] - نور( ٢٤) آيه ٣٥:« نورى است بر فراز نور».
[٣] - احياء علوم الدّين، چاپ حلبى، ج ٤، ص ٤.