آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٧٤٧ - خاتمه بحث رابطه مشقت و تلاش
به تكليفهاى مختلف اقدام نمايد.
و در نهايت تلاش مطلوب تلاشى است برجسته، آگاه از سرانجام كارها، بنابراين در حقيقت نمىخواهد پايان يابد و در زمان مستهلك شود، و بىنتيجه و بدون فرداى آينده باشد، بلكه بر عكس، تلاش مطلوب توقّع نوعى از پايدارى و ثباتى را دارد كه با اين پايدارى همچنان بر خوشحالى و شادمانىاش افزوده گردد.
بنابراين؛ وقتى كه تلاش مطلوب با عناصر سهگانهاش: (نيرو، مكان و زمان) آهنگ چنين هدف والايى را به خاطر وظيفه نمايد، مىبايست در سر راهش مواظب باشد، بهگونهاى كه در حال درخشندگى از افراط بپرهيزد و درحال كوتاه آمدنش از تفريط دورى كند.
البتّه همه اينها به آن خاطر است كه ما هرچه زودتر حدّ ميانهاى را يادآور شويم كه ارسطو مجموعهاى از فصول كتاب اخلاق خود را به آنها اختصاص داده است. و شايد مفيد باشد كه ما ارتباط نزديك بين آن دو نظريّه را قطعى شماريم، ولى ما بهطور مشخّص مىدانيم كه مسأله نوعى از معرفت وقتى كه موجود است و يا موجود نيست، نوعى اصالت تاريخى دارد كه مطرح نشده است؛ و همه دنيا مىداند كه نظريّه قرآن پس از نظريّه ارسطو آمده است، ولى از سوى ديگر همه دنيا مىداند كه از اشتباهات واضح تاريخى است، اعتقاد به فرضيه عاريه گرفتن قرآن از ارسطو، زيرا ارتباط تفكّر اسلامى با فلسفه هلنيسم در حقيقت به وجود نيامد، مگر پس از گذشت دو قرن بعد از اسلام.
تنها چيزى كه هماكنون هدف ماست، اين است كه مىخواهيم فقط بدانيم تا چه اندازه اين دو نگرش باهم شباهت دارند و در چه موردى اختلاف؟
به راستى تفكّر سنجش يك انديشه قديمى است، مكتب فيثاغورثى معتقد بود، جهان عبارت از عدد و نسبت عددى است و افلاطون در زمينه اخلاق معتقد بود، كه بايد همهچيز براساس سنجش و مطابق مقتضيات عقل سليم انجام گيرد.
موقعى كه ارسطو مىخواست اين نظريّه را براى ما در شكلى با حدّاقلّ تجريد مطرح كند، به ضرورت پاىبندى بر حدّ وسط عادلانه، يعنى دورى از حدّ افراط و تفريط و يا زياده و نقصان تأكيد داشت.
بارى ما همين اصل عملى را عينا در قرآن كريم مىبينيم، نهتنها به مناسبت تلاش، تقوا و