آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ١٣٤ - ٢ - ويژگىهاى تكليف اخلاقى
و اين نتيجه را از حكم براساس ارزشى بودنش مىگيرد و نه از روى حكم براساس واقعى بودنش.
آرى، اينچنين سلطه امر واجب با همان طبيعت اصيل ويژهاى كه دارد، خودنمايى مىكند، بنابراين هرچند اعضا و جوارح آدمى را مجبور نكرده است و ادراكات آدمى را به زور وادار نمىسازد، خويش را بر وجدان آدمى تحميل مىنمايد. (يعنى انسان الزام اخلاقى دارد).
با همه اينها كانت معتقد است كه مىتواند عمل غيراخلاقى) larommi'L (را به آنچه مخالف منطق) edrusba'L (و عمل غيرعقلانى) lennoitarri'L (است، بازگشت دهد.[١] از سخنان اوست كه مىگويد: «هر اصل نادرست ممكن نيست به صورت قانونى فراگير درآيد، مگر اينكه در مفهوم ذات خود و يا در ارادهاى كه مىخواهد آن را تا مرتبه شمول برساند، به تناقض انجامد.»[٢]
برگسون در بعضى از مثالهايى كه فيلسوف آلمانى، كانت، براساس نظريه خويش بدانها استدلال جسته، به دقت نگريسته و اعلان كرده است كه او نمىتواند با نظر كانت موافق باشد، مگر به شرط آنكه معنا و مفهومى را از سخن وى دريافت كند، نهتنها در تعريف مادّى بسيط، بلكه به وسيله آنچه مشمول طبيعت الزامى آن و تمام شرايط اخلاقى كانت باشد. وى عقيده خود را چنين تفسير مىكند كه چهبسا از باب تناقض اتّفاق مىافتد كه مىبينيم كسى امانتى را به رسم وديعه قبول مىكند، با تعهد صريح يا ضمنى بر ردّ آن امانت، امّا بعد آن را تملّك و تصاحب مىكند. اين شخص درحالىكه چنين كارى را انجام مىدهد، ديگر آن وديعه، وديعه نيست.[٣]
امّا آيا واضح نيست كه نظريه كانت- حتّى با اين قيد- همواره متزلزل خواهد بود؟ بلكه مىگوييم: اين نظريّه، هرطور كه بخواهيم از نيروى جدل استفاده كنيم، باز هم اثباتشدنى نخواهد بود؛ توضيح اينكه وقتى تعهّدى را كه ديروز گرفته شده، امروز ناديده مىگيرند،
[١] - با اين تعبير كه عمل غيراخلاقى هم غيرمنطقى و هم غيرعقلانى است-( م).
[٢] -
. ١٤٢. p, srueom sed euqisyhpat? em al ed tnemednoF: tnaK
با اين توضيح كه اصل نادرست قانون شمرده نمىشود، مگر وقتى كه ذاتش يا ارادهاى كه به انجام آن تعلّق مىگيرد، تغيير كند و اين تناقض است-( ويراستار)
[٣] -
. ٨٦. p, noigiler al ed te elaroM al ed secruos xued sel, nosgreB