آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٧٦١ - اخلاق عملى
جز تكلّف مضحكى از كار درنيايد. بنابراين؛ در اين صورت ما به اين مقدار قانع هستيم كه افكار و اصطلاحاتمان را هرطور كه به عقل درآمده، بهطور عاريه و ساده و صادقانه تقديم نماييم.
و مىماند اينكه بگوييم: اگر برخى از مردم صفات ديگرى را نسبت به هدف ما ابراز دارند كه ما در اين كتاب آن را به وديعت گذاردهايم، اين خود پاداش بزرگى بر بذل جهد و تلاش فوق العاده ما خواهد بود.
اخلاق عملى
هدف ما در تمام آنچه گذشت، اين بود كه مفهوم قرآنى از حسّ اخلاقى را تعريف كنيم، ريشه تكليف چيست؟ چه اهميّتى دارد؟ هدف آن چيست؟ و سرانجام آن چيست؟
البتّه براى هركدام از اين علامتهاى سؤال، پاسخى در عبارات قرآنى در حدّ كافى و مشخّص براى اثبات تعريف آنها يافتيم. پس هرگاه به نظريّه اخلاقى قرآن در مجموع نگاه كنيم، ممكن است كه چنين تعريف كنيم كه تركيبى براى تركيبهاست، زيرا نظريّه اخلاقى قرآن تنها به مجموعه مطالب شرعى، اخلاقى، اجتماعى و دينى بسنده نمىكند و پاسخگو نيست. بلكه گاهى مىبينيم در هر گامى با عمق روح تلفيق بين انگيزههاى: آزادىخواهى، نظامى، عقلى، تصوّفى، نرم، درشت، واقعى، مثالى، احتياطى و پيشرفتى، همه اينها در آن واحد وارد مىشود.
سزاوار نيست كه در اين وحدت بين موادّ مختلف صرفا ضميمه كردن موضوعات مختلف و افزودن بر افزودهها را مشاهده كنيم، زيرا وحدت در اين تركيب تنها براساس در نظر گرفتن مناسبت اندكاندك و تدريجى بودن و توازن و انسجام استوار نيست. و اين وحدت تنها يك كمال در تلاش قابل قبولى نيست كه در خدمت انگيزه اخلاقى در علاقههاى مختلفش باشد، بلكه در اينجا چيزى بيشتر و برتر وجود دارد كه در حقيقت نوعى ساختار عضوى حقيقى است كه تمام عناصر با يكديگر هميارى مىكنند و تمام وظايف به يكديگر متّكى هستند، و البتّه كه ما توانستيم شاهد باشيم چگونه عنصر مثالى با واقعيّت عملى خشك درهم مىآميزند،[١] و قاطعيّت محيطى همراه با نرمش در محتوا در كنار هم حركت مىكنند و باهم در حفظ نظام و در ايجاد
[١] - ر ك: فصل دوم: تحليل عمومى براى تفكّر مسئوليّت، ص ١٩٧.