آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٦٣٥ - ٣ - نيت دست يافتن به كسب نامشروع
ما حق داريم كه از اين داستان نتيجه بگيريم كه چون خداوند چيزى را حرام مىكند، همزمان مالكيّت بهاى آن را نيز حرام مىگرداند، از اينرو اسلام كسب جادوگران، كاهنان و فاجران را نكوهش كرده است. در صحيح بخارى آمده است: «ابراهيم[١]، مزد زن نوحهگر و زن آواز خوان را حرام كرده است.»[٢]. و قول خداى تعالى: «وَ لا تُكْرِهُوا فَتَياتِكُمْ عَلَى الْبِغاءِ إِنْ أَرَدْنَ تَحَصُّناً لِتَبْتَغُوا عَرَضَ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ مَنْ يُكْرِهْهُنَّ فَإِنَّ اللَّهَ مِنْ بَعْدِ إِكْراهِهِنَّ غَفُورٌ رَحِيمٌ.»[٣]. فَتَياتِكُمُ،* يعنى كنيزانتان. و از ابن مسعود انصارى نقل است كه رسول خدا ٦ از بهاى سگ و اجرت زنا و پول واسطهگرى كاهن (پيشگو) نهى كرده است.»[٤].
و حالات زياد ديگرى وجود دارد كه مردم برخلاف شرع در اجتماعات اسلامى دادوستد مىكنند كه اين موارد در كتابهاى قانون و شريعت اسلامى به پيروى از مذاهب مختلف گسترده است.
و اگر واجب است كه ما معترف باشيم، فقها بر شرعى نبودن اين حيلهها اجماع ندارند، پس بايد فراموش نكنيم آنهايى كه اثبات كردهاند، اين موارد حيله را هدفشان اين نبوده است كه ماهيّت اخلاقى بودن آنها را ثابت كنند و بدان وسيله شكوك را از فاعلان آنها نفى كنند.
بايد داشته باشيم و يا سزاوار است، برگرديم به مثال عقد مخاطره، يا فروش «عينه»[٥]، و آن حيله معروفى است كه بدان وسيله مىخواهند چهره زشت ربا را پنهان سازند و آن چيزى است
[١] - منظور، ابراهيم نخعى است.
[٢] - ر ك: صحيح بخارى: ٢/ ٧٩٧، حديث ٢١٦١؛ فتح البارى: ٤/ ٤٦٠؛ سنن سعيد بن منصور: ٤/ مقدّمه، حديث ٧٤٥؛ الدّرايه فى تخريج احاديث الهدايه: ٢/ ١٧٢، حديث ٨٣٣؛ تعليق التّعليق: ٣/ ٢٨٦.
[٣] - نور( ٢٤) آيه ٣٣: كنيزان خود را به خاطر متاع زودگذر دنيا مجبور به خودفروشى نكنيد، اگر آنها مىخواهند پاك بمانند و هركس آنها را بر اين كار اكراه كند( سپس پشيمان گردد)، خداوند بعد از اكراه آنها آمرزنده و مهربان است.
[٤] - ر ك: صحيح بخارى: ٢/ ٧٧٩، حديث ٢١٢٢ و ٢١٦٢ و ٥/ ٢٠٤٥، حديث ٥٠٣١ و ٥٤٢٨؛ صحيح ابن حبان: ١١/ ٥٦٢، حديث ٥١٥٧؛ سنن دارمى: ٢/ ٣٣٢، حديث ٢٥٦٨؛ سنن ترمذى: ٣/ ٤٣٩، حديث ١١٣٣ و ١٢٧٦ و ٤/ ٤٠٢، حديث ٢٠٧١؛ مجمع الزّوائد: ٤/ ٨٧.
[٥] - فروش چيزى را مدّتدار به مبلغى( بيشتر) در برابر مدّتى كه به انتظار پرداخت بهاى آن چيز مىماند.