آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٣٩٠ - الف - انگيزههاى درونى
- باعث ضرر و زيان و يا فساد در روى زمين شدن: «وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ لا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ قالُوا إِنَّما نَحْنُ مُصْلِحُونَ.»[١].
- خوى خصمانه و تجاوزگرى حتّى در برابر دشمنان: «وَ لا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ أَنْ صَدُّوكُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ أَنْ تَعْتَدُوا.»[٢].
- استفاده از مال ديگران بدون رضايت ايشان (و تملّك مال غير به طريق اولى): «وَ لا تَأْكُلُوا أَمْوالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْباطِلِ وَ تُدْلُوا بِها إِلَى الْحُكَّامِ لِتَأْكُلُوا فَرِيقاً مِنْ أَمْوالِ النَّاسِ بِالْإِثْمِ وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ.»[٣].
- دست زدن به مال يتيم، مگر به بهترين صورت (با هدف رشد دادن مال يتيم): «وَ لا تَقْرَبُوا مالَ الْيَتِيمِ إِلَّا بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ.»*[٤].
- ردّ يتيم با درشتى: «أَ رَأَيْتَ الَّذِي يُكَذِّبُ بِالدِّينِ فَذلِكَ الَّذِي يَدُعُّ الْيَتِيمَ.»[٥].
خشم و تندى نسبت به يتيم: «فَأَمَّا الْيَتِيمَ فَلا تَقْهَرْ.»[٦].
- بىاعتنايى و خوار شمردن يتيم در رفتار: «كَلَّا بَلْ لا تُكْرِمُونَ الْيَتِيمَ.»[٧].
[١] - بقره( ٢) آيه ١١، اعراف/ ٦٥(- يك الف و يك ب): هنگامى كه به آنها گفته شود، در روى زمين فساد نكنيد، مىگويند: ما فقط اصلاحكنندهايم.
[٢] - مائده( ٥) آيه ٢، اعراف/ ٣٣، نحل/ ٩٠(- ٢ الف و يك ب): نبايد اين جريان سبب شود كه بعد از اسلام آوردن آنها، كينههاى ديرينه را زنده كنيد و مانع زيارت آنها از خانه خدا شويد.
[٣] - بقره( ٢) آيه ١٨٨، نساء/ ٢٩(- ٢ ب): اموال يكديگر را در ميان خود به باطل و ناحق نخوريد، و براى خوردن قسمتى از اموال مردم به گناه و بخشى از آن را به قضات ندهيد، درحالىكه مىدانيد.
[٤] - انعام( ٦) آيه ١٥٢، نساء/ ٦، اسراء/ ٣٤(- ٢ الف و يك ب): هيچگاه جز به قصد اصلاح نزديك مال يتيمان نشويد.
[٥] - ماعون( ١٠٧) آيه ١- ٢(- يك الف): آيا كسى كه روز جزا را پيوسته انكار مىكند، ديدى؟! او همان كسى است كه يتيم را با خشونت مىراند!
[٦] - ضحى( ٩٣) آيه ٩(- يك الف): حال كه چنين است، يتيم را تحقير مكن!
[٧] - فجر( ٨٩) آيه ١٧(- يك الف): چنان نيست كه شما مىپنداريد( كه اموالتان دليل بر مقام شما نزد پروردگار است، بلكه اعمالتان حاكى از دورى شما از خداست) شما يتيمان را گرامى نمىداريد.