آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٥٢٨ - ب نيت و طبيعت فعل اخلاقى
خاصّى راه درست را خواهيم شناخت و از آن موضوع شرعى پيروى خواهيم كرد كه در اين حالت مطابق با واقع حكم شود؟ و هرگاه نسبت به يك نيّت نگران لازم است كه به چشم جرم و گناه بنگرد و نفس امّاره سركش را متّهم كند، پس با چه حقّى انحراف غيرارادى مىتواند اعمال ما را باطل سازد، درحالىكه به اختيار ما نبود تا از خطا دورى كنيم؟
و از سوى ديگر اگر ما قصد خير داشتيم، ولى در اثر ناآگاهى گرفتار شر شديم و سپس نيّت خير ما نيز براى تبرئه ما كافى نبود، و بهطور دقيق جز به يك عفو و چشمپوشى تسامحى نرسيد، آيا تمام تلاشى كه در جستوجوى از حقيقت به كار مىبريم، در اين صورت، به دليل نرسيدن به حقيقت، بيهوده و بىارزش و بىپاداش خواهد بود؟
البتّه ما براى اينكه اين نگرانى را از بين ببريم، شايسته است كه قانون آسمانى اخلاق قرآنى را يادآور شويم: «لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها.»[١]. به راستى آنچه كه بر ما واجب است آن نيست كه در خطا نيفتيم، و آن نيست كه در تمام شرايط به شكل صحيح و دقيق خود واجب و وظيفه و تكليفمان برسيم، بلكه وظيفه ما آن است كه تلاش پيگر داشته باشيم، بهحدّى كه بر معرفتمان نسبت به اين قانون موضوعى بيفزاييم و به وسيله نور آن هدايت شويم.
ولى چقدر فاصله است بين ميل و رغبت شديد، بر اينكه بر حق استوار باشيم و اعتقاد مستقيم داشته باشيم. بر اينكه در طريق حق قدم برداريم، و بين به خدمت گرفتن تمام وسايلى كه در اختيار ما است، براى اينكه به حق برسيم. بنابراين؛ ارتكاب خطاى ساده با حسن نيّت، نتيجهاى جز عفو و بخشش را ندارد، و اين چيزى است كه قرآن كريم مكرّر به آن پرداخته است، ولى معناى اين سخن آن نيست كه كوششى كه به همراه اين خطا به كار مىرود و آن را به صورت خاصّى تجويز مىكند، هيچ ارزشى در مقياس اخلاقى ندارد. البتّه رسول خدا ٦ اين دلدارى را در روايتى كه عمرو عاص از آن حضرت نقل كرده، به ما داده است: «هرگاه حاكمى بكوشد، سپس به حق برسد، دو اجر و پاداش دارد، و هرگاه حكم كند و بكوشد و سپس خطا نمايد، تنها يك پاداش دارد.»[٢].
[١] - بقره( ٢) آيه ٢٨٦: خداوند هيچكس را جز به اندازه توانايىاش تكليف نمىكند.
[٢] - ر ك: صحيح بخارى: ٦/ ٢٧٧٦، حديث ٦٩١٩؛ تفسير قرطبى: ١١/ ٣١٠؛ صحيح مسلم: ٣/ ١٣٤٢، حديث ١٧١٦؛ المعجم-- الأوسط: ٣/ ٢٩٢، حديث ٣١٩٠؛ مسند احمد: ٤/ ٢٠٤؛ شرح نووى بر صحيح مسلم: ١٢/ ١٣؛ تهذيب الكمال: ٣٤/ ٢٠٥؛ سبل السّلام: ٤/ ١١٧: تحفة المحتاج: ٢/ ٥٧٦، حديث ١٧٦٠.