آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٣١٩ - ٣ - جنبه اجتماعى مسئوليت
اين مكتب به روشى خاص از هر نوع مسئوليّت قانونى غيرمباشر فاصله مىگيرد، چه نشأت گرفته از عمل رودررو نسبت به موجودات غيرمسئول باشد، مانند كودكان، ديوانگان و حيوانات تا وقتى كه ما آنها را وادار بر انجام آن كار نكرده باشيم، و يا برخاسته از عمل ديگران باشد، حتّى اگر ما مايل باشيم كه آن كار را بكند، بدون اينكه او را وادار سازيم.
نتيجه اين اختلاف دوم هرچه باشد، براى كشف عنصر موضوعى در مسئوليّت مدنى، در شريعت اسلامى كفايت مىكند كه ملاحظه كنيم، انسان بالغ سالم (بهطور مثال يك پزشك) مسئول مالى است نسبت به ضرر و زيانى كه با نشاط ارادى خود مباشرت بر ايجاد آن نموده است، به شرط آنكه از روى قصد باشد، علاوه بر اين وى به خاطر اين عملش تعزير انسانى و كيفر الهى را تحمّل نمىكند. و ترديدى نيست كه مسئوليّت اخلاقى بهطور كلّى در اينجا ناديده گرفته نشده است،، زيراكه سهلانگارى عملى از نوع كمتوجّهى مىباشد و شايسته است كه يك خطا و يا نصف خطا به حساب آيد.
چگونه از جنبه ديگرى، كفّارههايى را كه قرآن در حالت قتل غيرارادى يعنى قتل خطئى دستور داده، تفسير مىكنيم[١]؟
[١] - ترديدى نيست كه ما در مورد اين حد و تنها اين حد، حالات مختلفى را مىتوانيم فرض كنيم كه قاتل علىرغم تمام احتياطها و كوششى كه براى تميز و تشخيص هدف به كار بسته است، در هدف خودش بهطور طبيعى مرتكب خطا شده است، در اين حالاتى كه خطا را به سهلانگارى نسبت نمىدهند، نمىتوانيم و در توان ما نيست كه مجازات كفّاره خطا- زياد يا كم- را منظور كنيم، و در اين صورت معتقديم كه ممكن است چنين تفسير و توضيح دهيم كه آن احتياط آينده را در نظر گرفته، به جاى آنكه به گذشته توجه كند!-- خطا منبع شرّ است و از شرّ نبايد حمايت كرد، خطا در فرصت و زمينه اخلاق رذيله پديد مىآيد، چنانكه در فرصت عقلى منجر به ضعف عقلانى مىگردد، رذيلت و ضعف عقلانى هردو، دو نوع نقص و كاستى هستند كه روح را آلوده مىسازند و توان و طهارت آن را مىكاهند.
بىترديد خطا وقتى كه اتّفاق مىافتد، چيزى كه در مقابل آن كارگر باشد، وجود ندارد، و هنگامى كه خطا اتّفاق نمىافتد و بعد پديد مىآيد، هيچ كارى قبل از آن نمىتوان انجام داد، بهويژه آنجا كه فرض مىكنيم ما هر عمل ممكن انسانى را براى پيشگيرى از آن انجام دادهايم، پس ديگر ما توان درگيرى در برابر خطا را نداريم، از آن جهت كه يك پديدهاى است كه اكنون اتّفاق افتاده و يا رويدادى تاريخى عرضى است، ولى اگر ما همچنان در برابر شرّى كه خطا باعث آن مىشود، ساكت بمانيم، شرّ دوباره خودنمايى مىكند و استمرار مىيابد، وانگهى به عنوان يك عادت، تمايلات ناهنجار را در ما بيدار مىكند، در صورتى كه تا آن زمان خفته بود. و همچنين ممكن است عملى كه قبلا براساس غفلتى انجام گرفته، يك عمل آزادانه و ارادى تلقّى شود. و در اين صورت اگر هر خطايى مرتكبى دارد، همچنين هدفى نيز دارد، چنين نيست كه خطا خود بهطور استبدادى و دلخواه بر ما تحميل شود، سپس ما نتايج آن را تحمّل كنيم، بلكه خطا از آن جهت به وجود آمده تا ما بيشتر عقلمان و توان اخلاقىمان را به كار اندازيم، تا اينكه از پيآمدهاى بد آن به دور بمانيم. و هرگاه نتوانيم خود خطا را از بين ببريم، ما وسايلى را در اختيار داريم كه بدان وسيله از روبهرو شدن با بدى كه خطاكار انجام مىدهد، دورى كنيم و همچنين به مقدار زيادى از تكرار خطا پيشگيرى كنيم و آنچيزى است كه در غياب هر عمل مخالف اتّفاق مىافتد.
به راستى بازگرداندن عمل ما به قدرى مؤثر است كه در كارهاى ارادى مىتواند، حسّاسيّت ما آن را لمس كند و در حافظه ما بماند و از نو همّت اخلاقى ما را برانگيزد، و به نظر مىرسد كه يك پشيمانى گذرا يا اتّهام، قرين با ما نيست. و اينها همان حسناتى است كه ما از فداكارى انتظار داريم، آنها را آزادانه درپى اشتباهى كه ما در حالات مختلف تعمّد نداشتيم، مرتكب شدهايم، پذيرا باشيم و بر خود بپسنديم.