آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٣٦٦ - ٣ - نظام توجيه قرآنى و جايگاه كيفر الهى
پس از هجرت نازل شده، اين را يافتيم[١].
جز اينكه نبودن علّت مورد ذكر، وجود مضمون علّت را به يقين نفى نمىكند. و حق اين است كه اقتضاى ايمان و تسليم مشروط به اوامر الهى نيست، درحالىكه هدف از ايمان با همه شدّت و حدّت روشن است و خداى سبحان مىفرمايد: «وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَى اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ.»[٢]، و مىفرمايد: «وَ لَوْ أَنَّا كَتَبْنا عَلَيْهِمْ أَنِ اقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ أَوِ اخْرُجُوا مِنْ دِيارِكُمْ ما فَعَلُوهُ إِلَّا قَلِيلٌ مِنْهُمْ.»[٣].
باوجوداين، به نام همين ايمان ما مىتوانيم زير پوشش همين وضع ظاهر، سبب و علّت پنهانى را پيدا كنيم و به برخى از آثار پاكيزه هرچند در محدوده اندك، تسليم شويم: «وَ لَوْ أَنَّهُمْ فَعَلُوا ما يُوعَظُونَ بِهِ لَكانَ خَيْراً لَهُمْ وَ أَشَدَّ تَثْبِيتاً.»[٤].
دستور الهى بدون تعيين علّت و سبب در نظر ما يك حرف زور و يا ديكتاتورى نيست، بلكه صفاتى از علم و حكمت را بهطور جدّى و قانعكننده تجسّم مىبخشد تا آنجا كه در باطن ما رضايت كامل را تأمين مىنمايد[٥].
بنابراين؛ اگر اين نوع از اوامر مطلقه را كنارى بگذاريم، خواهيم ديد كه وصايا و سفارشهاى قرآنى بر اصول و پايههاى گوناگونى استوارند، ولى همه آنها را ممكن است به سه مجموعه بزرگ بازگشت داد كه عبارت است از: انگيزههاى درونى، اعتبارات شرايط محيط، و موضع انسان و اعتبارات نتايجى كه مترتّب بر عمل است.
پس بايد بهطور متوالى از اين سه گروه سخن بگوييم، و بايد هدفمان در اين بحث آن باشد كه ببينيم هركدام از اين سه مجموعه در چهچيز تجسّم مىيابد و جايگاه هركدام از آنها در مجموع چيست؟
[١] - بقره( ٢) آيه ٢٧٥، نساء/ ٧، ١١، ١٢، ٢٤- مكرّر- و ١٠٣، توبه/ ٦٠، مجادله/ ٣ و ممتحنه/ ١٠( اينها ده آيه مدنى( ب ١٠) مىباشد.).
[٢] - احزاب( ٣٣) آيه ٣٦: هيچ مرد و زن باايمانى حق ندارد، هنگامى كه خدا و پيامبرش مطلبى را لازم بدانند، اختيارى از خود در برابر فرمان خدا داشته باشد.
[٣] - نساء( ٤) آيه ٦٦( بخشى از آيه): مسلّما اگر به آنان دستور مىداديم كه يكديگر را بكشيد و يا از وطن و خانه خود خارج شويد، تنها عدّه كمى از آنها آن را انجام مىدادند.
[٤] - نساء( ٤) آيه ٦٦: اگر آنها اندرزهاى خدا و پيامبر ٦ را بپذيرند، هم به سودشان است و هم باعث تقويت ايمان آنها است.
[٥] - ر ك: بهخصوص( سوره نساء/ ١١ و ١٢ و ٢٤ و سوره توبه/ ٦٠ و سوره ممتحنه/ ١٠).