آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٥٣٠ - ب نيت و طبيعت فعل اخلاقى
نخستين محدوديّت آن است كه مسئله اراده تنها مشتمل بر مسئله قدرت از جهت مبدأ و يا جداى از آن نيست (بنابراين؛ عمل اراده در حالت نااميدى واقعى و يأس كلّى محال است.)، ولى از جهت اينكه اراده و تصميم دو چيز متفاوتند، همانطورى كه زمان حاضر از زمان آينده متفاوت است، بنابراين؛ اراده- مثل نتيجه مباشر- فعّاليّت بيرونى مشخّصى را مىطلبد كه هرگز در خلال مدّت نمىتواند با آن درنگ كند. و واقعيّت آن است كه اين دو عنصر رابطه تنگاتنگ محكمى در ادراك ما دارند، چنانكه دو عضو از اعضاى وجود ما باهم در ارتباطند. و همان طورى كه در حالات معمولى يك سلّول به تنهايى و به حساب خاصّ خودش مطلقا كارى نمىتواند انجام دهد، همچنين قدرت تصميمگيرى ما كمتر مىتواند در عمل قانونى حرف آخر را بزند، بلكه اراده، خود اعتراف دارد كه اختيار تنفيذ در دست قدرت ما به منزله رهبريى است كه راه را براى يك سرباز حقيقى باز مىكند. و اين قدرت راه عمل را به خاطر آنكه يك لحظه درنگ كند، نمىبندد، بلكه به خاطر آنكه به صراحت تا ميدان تنفيذ مستقيم بتواند عبور كند.
بنابراين؛ اين تصميم است كه به تنهايى باعث خير موضوعى موردنظر مىگردد.
محدوديّت دوم: تا وقتى كه عمل درونى مشتمل بر آغاز عمل نيست؛ هرچند به صورت حركت ناچيز و ضعيفى، از نظر شرعى اين امكان است كه ما از خودمان بپرسيم، راجع به موردى كه از مرحله نهايى افكار نظرى و مرحله تأمّل و دقّت زيبايى گذشته تا به زمينه ارتباط اخلاقى و يا حتّى ميدان عملى محض؛ يعنى ميدان عمل ارادى، و خداوند مىفرمايد: «وَ لَوْ أَرادُوا الْخُرُوجَ لَأَعَدُّوا لَهُ عُدَّةً.»[١]. توضيح اينكه اراده به معناى حقيقى خود عبارت از آن است كه ما يك حركت گستردهاى داشته باشيم كه از انديشه ما شروع شود و رو به سمت عمل پيش رود.
و اراده عبارت از رو آوردن از عالم مثال به واقعيّت است و در همين راستا حركت از درون به بيرون و از شعور به تجربه است كه باعث به وجود آمدن عمل اخلاقى مىگردد.
اين عمل يك حالت (ستاتيكى) ايستايى، عبادتى در خلوت، زندانى شدن در صومعه دل نيست، بلكه يك جهش زنده و حركتى گسترده است، نقطه شروع آن در درون و نقطه نهايىاش در بيرون است. و همچنين مىبينيم كه نيّت محدود بر اين نيست كه تنها به عمل مىخواند و
[١] - توبه( ٩) آيه ٤٦: اينها اگر( راست مىگفتند و) اراده داشتند كه( به سوى ميدان جهاد) خارج شوند، وسيلهاى براى آن فراهم مىساختند.