آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٣٨٣ - الف - انگيزههاى درونى
و آن مقتضاى نيكوكارى است: «مَتاعاً بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَى الْمُحْسِنِينَ.»[١].
و مقتضاى تقواست: «حَقًّا عَلَى الْمُتَّقِينَ.»*[٢].
عمل پاكيزه مقتضاى شكر و قدردانى است: «وَ قُلْ رَبِّ ارْحَمْهُما كَما رَبَّيانِي صَغِيراً.»[٣].
«فَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هذَا الْبَيْتِ الَّذِي أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَ آمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ.»[٤].
و آن مقتضاى عزم و چابكى است: «فَاصْبِرْ كَما صَبَرَ أُولُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ وَ لا تَسْتَعْجِلْ لَهُمْ كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَ ما يُوعَدُونَ لَمْ يَلْبَثُوا إِلَّا ساعَةً مِنْ نَهارٍ.»[٥].
و آن مقتضاى كمك و يارى ناتوانان است: «وَ ما لَكُمْ لا تُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ الْمُسْتَضْعَفِينَ.»[٦].
و آن مقتضاى اهتمام و دلسوزى بر درماندگان است كه با آنها همدردى كنيم، چه خودمان را جاى آنها بگذاريم: «وَ لْيَخْشَ الَّذِينَ لَوْ تَرَكُوا مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّيَّةً ضِعافاً خافُوا عَلَيْهِمْ فَلْيَتَّقُوا اللَّهَ وَ لْيَقُولُوا قَوْلًا سَدِيداً.»[٧]. و يا اينكه گذشته ويژه خودمان را به ياد آوريم كه گرفتار عذاب بوديم و يا نادان و يا گمراه بوديم: «كَذلِكَ كُنْتُمْ مِنْ قَبْلُ فَمَنَّ اللَّهُ عَلَيْكُمْ فَتَبَيَّنُوا.»[٨]. و يا به اين ترتيب كه هم چون بشرى حالات خودمان را در نظر بگيريم، بر ماست كه به سوى آمرزش و رحمت الهى
[١] - بقره( ٢) آيه ٢٣٦(- يك ب): هديه شايستهاى است و اين حقّى است بر نيكوكاران.
[٢] - بقره( ٢) آيه ١٨٠ و ٢٤١(- دو ب): اين حقّى است بر پرهيزگاران.
[٣] - اسراء( ١٧) آيه ٢٤: و بگو! بار پروردگارا! آنها را مشمول رحمت خويش قرار ده، همانگونه كه مرا در كودكى تربيت كردهاند.
[٤] - قريش( ١٠٦) آيه ٣، ٤، آل عمران/ ١٢٣، اسراء/ ٢٤، احقاف/ ١٥، واقعه/ ٧٠(- چهار آ و يك ب): پس( به شكرانه اين نعمت بزرگ) بايد پروردگار اين خانه را عبادت كنند، همانكس كه آنها را از گرسنگى نجات داد و از ترس و ناامنى ايمن ساخت.
[٥] - احقاف( ٤٦) آيه ٣٥، آل عمران/ ١٨٦، شورى/ ٤٣(- دو آ و يك ب): پس صبر كن، همانگونه كه پيامبران اولو العزم صبر و شكيبايى كردند، درباره آنها عجله و شتاب مكن، هنگامى كه وعدههايى به آنها داده مىشد، احساس مىكنند كه گويا در دنيا جز ساعتى توقّف نداشتند.
[٦] - نساء( ٤) آيه ٧٥(- يك آ): چرا شما در راه خدا و در راه مستضعفان ... مبارزه نمىكنيد.
[٧] - نساء( ٤) آيه ٩:(- يك آ): كسانى كه اگر فرزندان ناتوانى از خود به يادگار بگذارند، از آينده آنان مىترسند، پس بايد از خدا بترسند و با عواطف انسانى سخن بگويند.
[٨] - نساء/ ٩٤، ضحى/ ٦- ١١(- يك آ و يك ب): گرچه در گذشته چنين بوديد، ولى اكنون خدا بر شما منّت نهاده، پس تحقيق كنيد.