آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٥٤٣ - ج - برترى نيت نسبت به عمل
مورد قبول از جنبه نظر خاصّى بسنده مىكند، به اين معنى كه آخرين هدف مورد توجّه شرع اسلام، سلامت نفس است، و تا وقتى كه سلامت نفس باقى است، چيزى جز وسايل رسيدن به اين هدف مورد توجّه نمىباشد. و ما مىگوييم: بايد همچنين باشد!! ... ولى اگر اين رجحان نسبت به اعمال بدنى درست باشد، اين حرف درستى است، ولى آيا در مقابل قلبى نيز همينطور است؟ و آيا نيّت از حقيقت تلاش درونى بهتر است يا نه؟ و اگر بهتر باشد، چرا بهتر است؟ اينها را ديگر غزّالى نگفته است.
و علىرغم تناقضى كه در تأكيد و تأييد اين نظريّه به چشم مىخورد، باوجوداين ما مىبينيم از چيزهايى كه ممكن است اثبات كرد، اوّلا: چون شارحان حديث ما را بر اين گمان واداشتهاند كه اين جنبه نظر فقه اسلامى است، بدون رجوع به اين عبارت كه سندش به رسول خدا ٦ ضعيف است، بلكه با رجوع به سخن ديگر رسول خدا ٦ كه سندش مشهورتر و محكم است كه فرمود: «همانا اعمال در گرو نيّتهاست.»[١]، مىگويند: «تمام اعمال، اقوال و افعال واجب و مستحب خواه كم و يا زياد كه از مكلّفان مؤمن با نيّت صادر مىشود، صحيح است و يا اسقاط تكليف مىكند. بنابراين؛ هيچ عملى بدون نيّت پذيرفته نيست، مگر آن اعمالى كه دخالت نيّت در آن محال است، مانند خود نيّت و خداشناسى، زيراكه نيّت در اينها محال است.» ...، و چهبسا به حركت نفس، نام عمل را اطلاق كردهاند، بنابراين مىگويند: «عمل عبارت است از پديد آوردن چيزى، خواه قولى، يا فعل بدنى و عضوى و يا قلبى و درونى باشد.»[٢].
اكنون ببينيم چگونه اين نظريّه را تجويز مىكنيم؟ آيا اين تناقض نيست كه در اخلاق چيزهايى را اثبات كنيم كه ارزشى بالاتر از ارزش ذات عمل اخلاقى دارند؟
به راستى كه طرح مسئله به اين نحو، كمبها دادن و انحراف از آن است. بنابراين؛ آنچه را كه ما ادّعا مىكنيم اين است كه در عمل زمينهاى براى جداسازى بين دو مرحله متفاوت وجود دارد، به اين ترتيب كه پيش از آنكه به يك عملى ملتزم شويم. سزاوار است كه مبدأ آن را پيدا كنيم و روشى براى آن داشته باشيم، و وسايلى را براى آن فراهم نماييم و هدف آن را مشخّص كنيم. و در يك كلمه: شايسته است پيش از اجراى يك عمل آن را به شريعت پيوند دهيم.
[١] - سند و منابع اين حديث در قبل گذشت.
[٢] - ر ك: ارشاد السّارى، قسطلانى: ١/ ٥٢- ٥٣.