آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٢٢٦ - الف - طبيعت شخصى مسئوليت
حرام، اعتقاد داشت همچون فرشتگان پاك و پاكيزه مىشود و به جاودانگى خدا جاودانه مىگردد: «وَ قاسَمَهُما إِنِّي لَكُما لَمِنَ النَّاصِحِينَ»[١] و گفت: «ما نَهاكُما رَبُّكُما عَنْ هذِهِ الشَّجَرَةِ إِلَّا أَنْ تَكُونا مَلَكَيْنِ أَوْ تَكُونا مِنَ الْخالِدِينَ»[٢] شگفتا چه اشتباه بزرگى!! ... بنابراين چه كسى مىتواند به چنين چيزى بىاعتنا باشد، در صورتى كه پاىبند دستورات وجدانى است؟ ... ولى توهّم دروغين را اين ناصح دورو در چشم حضرت آدم آراست و علىرغم اينكه وى از آغاز در برابر حيلههاى احتمالى دشمنش حفاظت مىشد، انسان نخستين همه اينها را فراموش كرد[٣] و لحظهاى فرارسيد كه در آن لحظه اراده استوارى در خود نيافت: «وَ لَقَدْ عَهِدْنا إِلى آدَمَ مِنْ قَبْلُ فَنَسِيَ وَ لَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْماً.»[٤]
با وجود همه اينها فراموشى به عنوان نسبت به حضرت آدم يك عذر پذيرفته محسوب نمىشود، چنانكه نيت پاك نيز باعث شفاعت او نمىشود، زيراكه فراموشى از خود آن عمل نبوده، بلكه نسبت به هدف بوده است. و انگيزههاى مخالفت هرچه باشد، نمىتواند ما را از پاىبندى مطلقى بركنار كند كه نشانهها و حدود روشن و واضح دارد. در اين نوع از فرمان قطعى
[١] - اعراف( ٧) آيه ٢١: سوگندهاى شديدى براى آنها ياد كرد، كه من خيرخواه شما هستم!
[٢] - اعراف( ٧) آيه ٢٠: خداوند شما را از اين جهت نهى نكرده، جز اينكه اگر از آن بخوريد يا فرشته خواهيد شد و يا عمر جاويدان پيدا مىكنيد.
[٣] - منظور از فراموشى در اينجا ترك مأموربه است، بهويژه پس از سوگندى كه شيطان براى آنها خورد؛ زيراكه فراموشى بر انبياء عليهم السّلام روا نيست، علاوه بر اينكه نهى وارد در آيه شريفه نهى ارشادى است، نه مولوى و تحريمى. رجوع كنيد به كتابهاى: كافى: ١/ ٤١٦ و ٢/ ٨؛ كمال الدّين و تمام النّعمة: ص ٢١٣؛ شرح اصول كافى: ٧/ ٦٣ و ١٢/ ٥٧؛ التّبيان شيخ طوسى: ٧/ ٢١٣؛ تفسير مجمع البيان: ٧/ ٦٠؛ تفسير صافى: ٣/ ٣٢٤؛ تفسير الميزان: ١٤/ ٢١٩.
[٤] - طه( ٢٠) آيه ١١٥: پيش از اين از آدم پيمان گرفته بوديم، امّا او فراموش كرد، و عزم استوارى براى او نيافتيم.