آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٦١٩ - ٤ - بازيچه
هرگاه از اين مرحله تعليمى تخطّى كنند، با صفت عمومى معمولى به زحمت مسير عادى را طى مىكنند و پس از آن به اين مشقّت و زحمت بازنمىگردند.
و هرگاه ما آنان را در ضمن مرحله نهايى احيانا ببينيم كه از انجام كار مباح خوددارى مىكنند، سزاوار نيست كه در اين خوددارى محروميّت الزامى و يا تحريم ارادى را نسبت به آن چه شرع اجازه داده، مشاهده كنيم. توضيح مطلب آنكه ما براى تزكيه رفتار ايشان دو تفسير داريم: يا اين است كه آنها احساس نياز به كاربرد آن ندارند و يكى از دو طرف نقيض مباح را به طور يكسان برمىگزينند، و يا اينكه به دليل سرگرمى به مراقبت طپش و توجيه قلب به سمت بهترين نيّت ممكن، عملى را كه نيّت مبتذل آنها را بدان عمل بازمىداشت، به دور انداخته و تحت تأثير عمل ديگرى قرار مىگيرند كه در ارزش اخلاقى آن ترديدى ندارند. مطابق اين سخن غزّالى: «هركه نيّت انجام مباحى را داشته باشد، ولى نيّت انجام فضيلتى را نداشته باشد، انجام مباح بهتر است و فضيلت عايد شخص مىشود و فضيلت درباره چنين كسى (يكى از دو طرف) نقيض است (چون ارتفاع نقيضين محال است، پس مباح به فضيلت تبديل مىشود)، چون اعمال وابسته به نيّتهاست. مثال براى اين مورد، مانند عفو و گذشت كه بهتر از انتقام در برابر ظلم است. و چهبسا نيّت انتقام دارد، نه عفو و گذشت. بنابراين؛ عفو بالاتر و بهتر است.»[١]. يعنى اينكه انتخاب و اختيار اشخاص گاهى به خاطر آنكه بالفعل انگيزه بالاترى بر آنها ديكته مىكند، از حالتى به حالت ديگر تفاوت پيدا مىكند، و اين جايگاه ارزنده و كاملا قابل فهم است.
درحالىكه فرصت عمل وجود دارد، ولى در وقتى كه شرايط، سرعت عمل را مىطلبيد، چنان نشد (يعنى عمل صورت نگرفت)، چون در اين صورت بايد بين انجام دو وظيفه را جدا كنيم:
تكليف را انجام دهيم، و نيّت خوب داشته باشيم، و هرگاه شخص دومى را نتوانست محقّق سازد،
[١] - ر ك: احياء علوم الدّين غزالى: ٤/ ٣٦٤.