آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٤٩٠ - خاتمه اعداد و ارقام سخنگوى اصلى
و فرمانش مطاع باشد:
«هُوَ أَهْلُ التَّقْوى»[١]، همچنانكه ذات مقدّس او نداى حقيقت و داد است: «وَ تَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ صِدْقاً وَ عَدْلًا لا مُبَدِّلَ لِكَلِماتِهِ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ.»[٢].
ثانيا: با احساس اين مطلب كه خداى سبحان همراه ماست؛ همراهى دوستداشتنى و با هيبت، و از شئون اين احساس آن است كه ما را به انجام كار نيك وامىدارد و نيز وادار مىكند تا به بهترين صورت آن را انجام دهيم، همچنانكه اين احساس مىتواند تمام تمايلات ناپسند ما را به آرامى دفع كند.
ثالثا: امر اخلاقى قرآن كريم براساس انتظار اجراى مجازاتهايى استوار است كه خداى سبحان آنها را مقرّر داشته است. و چون به اين نقطه رسيديم، روش آموزش قرآنى بار ديگر به صورت مركّب و به هم آميخته براى ما روشن گشت؛ زيراكه هم با هدف زندگى دنيوى و هم زندگى اخروى است، و به انسان اعلان مىدارد كه بر اوست تا در هر دو نوع زندگى (دنيوى و اخروى) بهاى اخلاقى، جسمى و روانى را براى اعمال و افعالش پذيرا باشد.
ما قبلا اين مسئله را روشن كرديم كه شناخت و معرفت وقتى كه رابطه جغرافيايى و شرايط اجتماعى را دگرگون كند، مىتواند برخى از توازن و برابرىها را در مفهوم قرآنى،- از زندگى اخروى- الزامى و فرض نمايد.
براى پاسخ به اين سؤال، لازم است تا دوباره به نصوص و عباراتى بازگرديم كه بدانها اشاره كرديم، و دو مجموعه را به پيروى از نزول وحى پيش از هجرت و يا پس از هجرت، در آن نصوص مشخّص كنيم. و در اينجا وجود دو نوع از سعادت روحى و حسّى را در دو مرحله (باهم) با شرح و تفصيل زيادى ملاحظه خواهيم كرد.
باوجوداين، شمار اندكى از آيات مدنى مربوط به بهشت يا دوزخ و حتّى در جنبه روحانى هردو را ملاحظه مىكنيم كه احيانا به حدّ ندرت مىرسد.
و هرگاه زمينه بحث را گسترده كنيم، خواهيم ديد كه مراجع ارزشهاى باطنى نيز از نصوص
[١] - مدثّر( ٧٤) آيه ٥٦: او( خدا) اهل تقواست.
[٢] - انعام( ٦) آيه ١١٥: كلام پروردگار تو با صدق و عدل تكميل شد و هيچكس قادر نيست كلمات او را دگرگون سازد و او شنونده و داناست.