آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٢٨٠ - د - آزادى
و شايد لايب نيتز[ ztin bieL ]اين مطلب را مىخواهد به ما بگويد:
«آيا قانونى فراگير وجود ندارد كه هر نيرويى آنجا كه سهولت و آسانى بيشتر و مقاومت كمتر ببيند، عمل مىكند؟ ... بنابراين پس چرا برخى از نيروهاى اخلاقى را از اين قاعده مستثنى دانستهاند؟».
به راستى كه اين طرز تفكّر، يك تفكّر سوفسطايى و مغالطهگرانه درمانده است، وقتى كه ما اين دو اصطلاح را در شرايط نابرابر كنار هم قرار داده و مقايسه مىكنيم، زيرا آنچه بر يك نيروى كور و به ذات خود تسليمپذير صدق مىكند، چيزى جز رهآوردهاى ثابت خود را مالك نيست؛ امّا وقتى كه پشت تجهيزات آن، يك عامل سازنده ماهرى را قرار دهيم كه تمام نيازهاى آن را برآورده سازد و امكاناتى را كه در خود داشت، به كار بگيرد، ديگر آنچنان نخواهد بود. و اين سازنده ماهر با چارهجويى مناسب انواع ديگرى از سهولت و مقاومت را ابداع خواهد كرد. و آنگاه بهگونهاى عمل خواهد نمود كه جسم در حال سقوط را از سقوط بازمىدارد و يا همچنان در هوا نگاه مىدارد، بهگونه آن آبى كه در دشت فرومىريزد، طورى قرار مىدهد كه دوباره از بالا به پايين برمىگردد.
بايد ما خودمان را در همان شرايط قرار دهيم، در آن صورت است كه هرگز يك نيروى اخلاقى هيچگونه استثنايى را بروز نخواهد داد. و حقيقت مطلب آن است، وقتى كه يك شخص اختيار خودش را در طرفى قرار مىدهد كه داراى مقاومت بيشترى است (با اين فرض كه از فرمان شرع يا قانون پيروى كند.)، در حقيقت او به اين خاطر احتياطهاى خود را از نيروهاى قدرتمند مىطلبد تا كمبود قواى موجودش را جبران نمايد. گاهى اين كمك جنبه فكرى دارد، بهگونهاى كه سببيّت عقلى به خاطر موازنه سنگينى غريزه راهنما و يا عادت جامد است. و گاهى نيز جنبه مادّى دارد، فرقى نمىكند كه به خاطر ترس از موضع پيآمد آن باشد و يا براى دگرگون ساختن موج انحراف به خاطر انفعالى باشد كه مانع برخورد و تفاهم است. و همچنين ثبات اخلاقى در اين حالات به دست نمىآيد، مگر به وسيله كوششى برخاسته از مقاومتى نو، و آن كوشش اثر دوچندانى دارد، وقتى كه تنها بر بازگرداندن توازن به هم خورده بسنده نكند، بلكه موقعى امكانپذير است كه قلب نظام اصلى براى تحمّل بار سنگين آمادگى داشته باشد و ترازو به سمت جهت مقابل متمايل باشد.