آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ١١٣ - ج - اجماع
بنابراين چه گمان مىبريد نسبت به آن قدرت بالايى كه آخرين منبع قانونگذارى به نام اجماع يا حكم مورد اجتماع امّت دارد؟ ...
حق اين است كه سيطره اجماع ممكن است از برخى نصوص قرآنى نشأت بگيرد، مانند اين آيه شريفه: «كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ».[١]
براى ما اهميّتى ندارد كه بگويند: اين آيه مربوط به تمام امّت محمّدى ٦ است يا اينكه به نسل اول كه وحى را درك كردند كه بيشترين احتمال نيز همين قول است. همواره آنچه مورد توجّه ماست، اين است كه گروهى از مردم همرأى و همعقيدهاند و قرآن كريم نيز آن را تصديق مىكند، به عنوان يك نظرى كه از جهت اخلاقى پاك و بىعيب است و بالاتر از آن است كه شرّى را بپسندد و يا مانع خيرى شود.
استدلال همسانى وجود دارد كه امتياز اجماع را مىرساند و ممكن است از آيه ديگرى نشأت گرفته باشد، بنابراين پس از آنكه قرآن براى اولى الأمر از مسلمانان حقّ اطاعتى را مقرّر فرمود كه براى خدا و رسولش مقرّر فرموده است، مىبينيم كه بهطور مستقيم افزون بر اين توجّه خاصّى را مىطلبد و آن اين است كه در حال نزاع و برخورد بايد به دو قدرت مافوق مراجعه كنند:
«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ
[١] - آل عمران( ٣) آيه ١١٠:« شما بهترين امّتى بوديد كه به سود انسانها آفريده شديد( چه اينكه) امر به معروف مىكنيد و نهى از منكر و به خدا ايمان داريد.»
حقيقت مطلب اين است كه رأى همگان امكان ندارد كه حجّت باشد! و امكان ندارد كه قواعد فقهى اسلامى همگى صحيح و استوار باشند، بهطورىكه هيچ شكّ و خطايى در آنها نباشد، به اين خاطر كه به دليل اجماع وضع شدهاند! و نيز امكان ندارد كه مقصود اين آيه چنانكه مدّعىاند، تمام كسانى باشند كه با پيامبر ٦ از مكّه به مدينه هجرت كردند، بلكه ممكن است بگوييم: رأى جمعى حجّت است، در صورتى كه قول معصوم در آن باشد، اگرنه بدون قول معصوم پذيرفته نيست. نيز امكان ندارد كه تمام قواعد فقهى اسلامى- تا وقتى كه برپايه و قواعد استنباط شده از كتاب و سنّت نبوى و يا قول معصوم ٧ استوار نباشد- صحيح باشد، و منظور آيه شريفه تمام مهاجران همراه پيامبر ٦ به مدينه نيستند، زيرا شامل كلّ مجموعه مىشود كه بسيارى از آنها با ميگسارى، آدمكشى و بىدينى از مجموعه خارج شدند، بلكه مقصود اهل بيت عليهم السّلام است، چنانكه در مناقشه دقيق و لطيفى در كتاب دعائم الاسلام قاضى نعمان مغربى، ١/ ٣٥ و كمال الدين و تمام النّعمة شيخ صدوق. ص ٩٧ و تفضيل امير المؤمنين ٧ شيخ مفيد، ص ٣٧ و امالى سيّد مرتضى، ٤/ ١٠٧ و تفسير مجمع البيان طبرسى، ٢/ ٣٦٢ و بسيارى از منابع ديگر آمده است.