آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٤١٧ - ج - نجات دادن مؤسسات دينى از ويرانى
طمع در كسب و درآمد و يا تدبيرى ماهرانه براى اقدامات حفاظتى در ارتباط با رذايل اخلاقى نيست! بلكه عقل رشيد عملى و غريزه صيانت نفس و شعور مشروع حبّ ذات و اهتمامى پاك و پاكيزه نسبت به ايجاد روابط صادقانه متقابل ميان مردم است.
باوجوداين فرقى نمىكند كه آيا اين يك مسئله همگانى باشد يا فردى، مشروع و يا حتّى سزاوار ستايش باشد- يا اينكه بدون ترديد دائم المنفعه نباشد و جنبه تدافعى داشته باشد- نوعى قضيه قانون اخلاقى است؟ و آيا قرآن كريم در اين صورت يك بخشى را- هرچند كوچك- به اخلاق بازارى- اختصاص داده، حتّى چيزهايى كه به همين نحو از آن نوع اخلاق پاك و مبرّا باشد؟
و در اينجا بايد آن تفاوتى را كه در آغاز فصل گفتيم، يادآور شديم؛ يعنى تفاوت بين اعلام ضرورت به كار بستن عقل و بين هدف موردنظر اراده، و ما فرصت خواهيم داشت كه اين تفاوت را در فصل آينده بهطور گسترده بحث و بررسى كنيم.
ولى براى چه، و چهچيز در مورد اين تفاوت اساسى به وجدان انسانى كمك كرد، كه غيرقابل انفكاك است؟ البتّه من به خوبى مىفهمم كه بر من واجب است، در وقتى كه تكليف من با منفعت مادّى برخورد دارد، به خاطر دستور الهى به انجام تكليف، فدا كنم، نهتنها تمايلاتم را بلكه غرايز اوليّه را كه به زندگيم مربوط است، ولى در وقتى كه برخوردى نباشد، آيا امكان دارد كه شخص واقعا به ذات خود اهمّيّت ندهد كه از مقتضيات فطرت عميق خويش منزجر شود.
يك فيلسوف رواقى چارهاى ندارد، جز اينكه اعتراف كند كه اگر اين مطلب نسبت به او ضرورى نباشد، حدّاقل يك ترجيح و برترى دارد. باوجوداين، آيا براى كسى اين امكان وجود دارد كه به دليل روح زهد و پارسايى بيشتر از خود مسيح تحت تأثير قرار گيرد؟ آيا از جاى خودش دور نمىشود، وقتى كه بفهمد گروه تندرو يهودى به نام فريسيّون[١] باهم رايزنى دارند تا او را هلاك سازند؟[٢] ... و چون احساس خيانت كند، آيا به خدا پناه نمىبرد تا از او بخواهد، اين جام زهر را از او دور كند؟ «و گفت: اى پدر پدر، تو بر هرچيزى توانايى، پس اين جام زهر را از من بازدار، نه آنكه من مىخواهم، بلكه آنچه را كه تو مىخواهى» ...؟[٣].
[١] -( فريسيّون) طايفهاى از يهود كه خود را از ديگران برتر مىدانستند و دشمن حضرت مسيح بودند.( و)
[٢] - انجيل متى: ١٢/ ١٥
[٣] - انجيل مرقس: ١٤/ ٣٦.