آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٥٤٩ - د - آيا نيت تنها كافى است؟
چشمشان را ولخرجى و اسرافكارى ثروتمندان خيره مىكند و گول مىزند و آرزو مىكنند كه اى كاش آنها نيز مال دنيا را به چنگ آورده بودند و مثل ايشان در ناز و نعمت بودند، اينها نيز مانند همان توانگران اسرافكار مجازات دارند.»[١].
اين رواياتى كه نزد ناقدان حديث هيچ ترديدى در صحّت آنها نيست. در نظر ما يك شكل مجموعه منسجمى را تجسّم نمىبخشد، بلكه برعكس جلوه مىدهد كه هر حديثى پاسخ به گروه متفاوتى است، از اينرو مىتوانيم آنها را در سه گروه قرار دهيم:
١- نيّت با قصد اجرا.
٢- نيّتى كه يك مانع عرضى از قصد اجراى آن جلوگيرى كرده است.
٣- نيّت فرضى.
بنابراين؛ گروه اوّل كه به دو مردى مثال زدند كه اقدام به كشتن يكديگر دارند، به هيچوجه وارد در موضوع ما نيست كه موضوع بحث ما نيّت بدون عمل است. و مشكلى نيست كه ما در همين مثال تصوّر كنيم كه شخص شكستخورده با همان سنگدلى رفتار مىكرد كه طرف پيروز و غالب رفتار مىكرد، نهتنها چون او با روح كينهتوزى و دشمنى اقدام مىكرد، بلكه از آن جهت كه تا بناگوش غرق در جنگ و كارزار بود، تمام نيرويش را در خدمت نيّت شرّش قرار داده بود، و هيچ تفاوتى بين آن دو نفر جز در نتيجه تلاششان وجود ندارد.
ولى نسبت به دو گروه ديگر مطلب از اين قرار نيست، چون نيّت متّهم است كه در جايگاه افكار باقى مانده است. با وجود برخى از حالاتى كه آنها را از نظر دورى يا نزديكى به عمل متفاوت مىسازد.
واقعيّت آن است كه در يكى از اين حالات فرض ما بر اين است كه پس از نيّت كردن و پس از مقدارى از آمادگى بر اجراى نيّت يا حتّى پس از شمارى تجربههايى كه در قبل با موفقيّت آن نيّت همراه بوده است، با اين همه تعويق و اجرا نكردن عمل پيش مىآيد، و چهبسا رشته اين
[١] - ر ك: ترمذى: ٤/ ٥٦٢، حديث ٢٣٢٥، چاپ اوّل، در آنجا آمده است:« بنده خدا كه خداوند او را نه مالى داده و نه علمى» مىگويد: اگر من مالى داشتم، مثل فلانى با آن عمل مىكردم، با اين نيّت گناه هردو به يك اندازه است.» ابو عيسى مىگويد: اين حديث حسن و صحيح است. ر ك: فتح البارى: ١١/ ٣٢٦؛ فيض القدير: ٣/ ٢٩٩؛ تهذيب الكمال: ١٤/ ١٩٣؛ مسند احمد:
٤/ ٢٣١؛ المعجم الكبير: ٢٢/ ٣٤٥، حديث ٨٦٨.