آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٤٧٢ - كيفرهاى اخلاقى سلبى
- نوميدى آنان از رحمت خدا: «اولئك يأسوا من رّحمتى.»[١].
- و نوميدى از آمرزش و مغفرت او: «لَمْ يَكُنِ اللَّهُ لِيَغْفِرَ لَهُمْ.»*[٢].
- و نوميدى از ديدار رحمت خدا: «كَلَّا إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ.»[٣].
- و از توجّه خدا به ايشان و تزكيهشان: «وَ لا يَنْظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ لا يُزَكِّيهِمْ.»[٤].
- محروميّتشان از روشنايى (وقتى كه به دنبال روشنايى جستوجو مىكنند، بىحساب از مؤمنان روشنايى مىطلبند.): «قِيلَ ارْجِعُوا وَراءَكُمْ فَالْتَمِسُوا نُوراً.»[٥].
- محروميّت از شنوايى و بينايى و سخن گفتن به هنگام بعث و برانگيخته شدن: «وَ نَحْشُرُهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ عَلى وُجُوهِهِمْ عُمْياً وَ بُكْماً وَ صُمًّا.»[٦].
- و محروميّت از همه خواستههايشان: «وَ حِيلَ بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ ما يَشْتَهُونَ.»[٧].
- نوميدى از زندگى اخروى: «قَدْ يَئِسُوا مِنَ الْآخِرَةِ.»[٨].
- چون هيچ بهرهاى برايشان در آنجا نيست: «أُولئِكَ لا خَلاقَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ.»[٩].
- و خوار و ذليل مىگردند: «لا تَجْعَلْ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ فَتَقْعُدَ مَذْمُوماً مَخْذُولًا.»[١٠].
[١] - عنكبوت/ ٢٣(- يك الف): آنان از رحمت من مأيوسند.
[٢] - نساء( ٤) آيه ١٣٧، ١٦٨، محمّد/ ٣٤(- ٣ ب): هرگز خداوند آنها را نمىآمرزد.
[٣] - مطفّفين( ٨٣) آيه ١٥(- يك الف): چنين نيست كه مىپندارند، بلكه آنها در آن روز از پروردگارشان محجوبند.
[٤] - آل عمران( ٣) آيه ٧٧، بقره/ ١٧٤(- ٢ ب): روز قيامت نگاهى به آنها نمىكند، و خداوند آنان را پاك نمىسازد.
[٥] - حديد( ٥٧) آيه ١٣(- يك الف): گفته مىشود: به پشت سر خود برگرديد و كسب نور كنيد.
اين مطلب نزديك به آن چيزى است كه در انجيل متى- اصحاح ٢٥( ١- ١٢) آمده است، آنجا كه ملكوت آسمانها را به ده دوشيزه تشبيه مىكند كه چراغهايى در دست دارند و پنج تن از آنها دانايند كه روغن چراغ نيز در ظرفهاشان به همراه چراغها دارند، ولى پنج تن ديگر نادانند؛ چراغ برداشتهاند، ولى روغن برنداشتهاند ...
[٦] - اسراء( ١٧) آيه ٧٢، ٩٧، طه/ ١٢٤(- ٣ الف): ما آنها را در روز قيامت بر صورتهايشان محشور مىكنيم، درحالىكه نابينا و لال و كر هستند.
[٧] - سبأ( ٣٤) آيه ٥٤:(- ١ ب) سرانجام ميان آنها و آنچه مورد علاقه آنان بود،( به وسيله مرگ) جدايى افكنده مىشود.
[٨] - ممتحنه( ٦٠) آيه ١٣(- يك ب): آنان از( نجات در) آخرت مأيوس و نااميدند.
[٩] - آل عمران( ٣) آيه ٧٧، ١٧٦، بقره/ ١٠٢، شورى/ ٢٠(- يك الف و ٣ ب): آنان را در آخرت بهرهاى نيست.
[١٠] - اسراء( ١٧) آيه ٢٢، جاثيه/ ٣٤(- ٢ الف): هرگز معبود ديگرى را با خدا قرار مده، نكوهيده و بىيار و ياور خواهى نشست.