آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٤٧٠ - خوشبختى حسى
آنها زايل نمىشود.
ذات اين صفات اخلاقى همان است كه رسول خدا ٦ و سلّم به ما دستور داده است كه انتخاب همسرمان را بر آن اساس برگزينيم و فرموده است: «با زنان به چهار منظور ازدواج مىكنند: براى ثروتش، براى خاندانش، براى زيبايى و جمالش و براى دينداريش، پس به دنبال زن ديندار باش تا دستهايت پرنعمت گردد.»[١].
سابعا: و بالأخره، وقتى كه قرآن كريم راجع به آسمان (عالم آخرت) سخن مىگويد، نبايد ما فراموش كنيم كه مىخواهد آفرينش جديدى را ايجاد كند كه اصالت آن ناشناخته است: «إِنَّا أَنْشَأْناهُنَّ إِنْشاءً.»[٢]، «وَ نُنْشِئَكُمْ فِي ما لا تَعْلَمُونَ.»[٣].
واقعيّت مطلب از اين قرار است كه هيچ انسانى نيست كه بداند چه چيزى براى فروتنان، نيكوكاران و آنانى كه بيشتر وقتها به ياد خدايند، چه چيزى از پديدههاى زيبا و نعمتهايى فراهم شده است كه فوق تصوّر آنهاست، و قرآن دراينباره سخن گفته، مىفرمايد: «فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ.»[٤]. و نيز خداى تعالى در حديث قدسى مىفرمايد: «براى بندگان صالحم فراهم كردهام، آنچه را كه هيچ چشمى نديده و هيچ گوشى نشنيده و بر هيچ قلب بشرى خطور نكرده است.»[٥]. از آنچه كه ابن عبّاس- كه در بين صحابه از بهترين مفسّران است- مىگويد: در دنيا از نعمتهاى بهشتى جز نامها چيزى نيست.»[٦].
[١] - ر ك: صحيح بخارى: ٥/ ١٩٥٨، حديث ٤٨٠٢؛ سرائر: ٢/ ٥٥٩؛ صحيح مسلم: ٢/ ١٠٨٦، حديث ١٤٦٦؛ سنن ابى داود:
٢/ ٢١٩، حديث ٢٠٤٧؛ سنن كبرا: ٣/ ٢٦٩، حديث ٥٣٣٧؛ المحاسن: ١/ ١٦، سنن ابن ماجه: ١/ ٥٩٧، حديث ١٨٥٨؛ مسند ابى يعلى: ١١/ ٤٥١، حديث ٦٥٧٨؛ تهذيب الأحكام: ٧/ ٤٠١، حديث ١٥٩٩؛ فتح البارى: ٩/ ١٣٥، حديث ٤٨٠٥؛ كافى: ٥/ ٣٣٢، حديث ١؛ تلخيص الحبير: ٣/ ١٤٦؛ سبل السّلام: ٣/ ١١١؛ وسائل الشّيعه: ٢٠/ ٣٨.
[٢] - واقعه( ٥٦) آيه ٣٥: ما آنها را آفرينش نوينى بخشيديم.
[٣] - واقعه( ٥٦) آيه ٦١: و شما را در جهانى كه نمىدانيد، آفرينش تازهاى بخشيم.
[٤] - سجده( ٣٢) آيه ١٧: هيچكس نمىداند چه پاداشهاى مهمّى كه مايه روشنى چشمهاست، براى آنها نهفته شده.
[٥] - ر ك: صحيح بخارى: ٣/ ١١٨٥، حديث ٣٠٧٢، ٤/ ١٧٩٤، حديث ٤٥٠١، ٦/ ٢٧٢٣، حديث ٧٠٥٩؛ منتهى المطلب: ١/ ٢٥٤؛ صحيح مسلم: ١/ ١٧٦، حديث ١٨٩؛ تفسير جلالين: ١/ ١٣٣، حديث ١٧٣؛ تفسير قرطبى: ١/ ٧٧؛ صحيح ابن حبان:
٢/ ٩١، حديث ٣٦٩؛ ذكرى شهيد اوّل، ص ٦٩؛ المستدرك على الصحيحين: ٢/ ٤٤٨، حديث ٣٥٤٩؛ سنن ترمذى:
٥/ ٣٤٦، حديث ٣١٩٧؛ سنن دارمى: ٢/ ٤٢٨.
[٦] - ر ك: تفسير طبرى: ١/ ١٧٤، چاپ حلبى، سال انتشار/ ١٩٥٤ م و ١/ ٢٥١، چاپ بيروت.