آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٤١١ - ب - جنبههاى شرايط محيطى و موضع انسان
دريافته بود: «لَوْ لا أَنْ رَأى بُرْهانَ رَبِّهِ.»[١]. ولى ياد خدا ديرى نمىپايد كه با دلهايمان آميخته مىشود تا نياز مبرم به گريستن را در ما ايجاد كند، تا اينكه به خاطر آن غفلت ناروا بگرييم و تنها بدين وسيله است كه شخص دوباره به جايگاه خودش در مجتمع الهى بازمىگردد و خداى بزرگ درست فرموده است: «وَ الَّذِينَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَ مَنْ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللَّهُ وَ لَمْ يُصِرُّوا عَلى ما فَعَلُوا وَ هُمْ يَعْلَمُونَ أُولئِكَ جَزاؤُهُمْ مَغْفِرَةٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها وَ نِعْمَ أَجْرُ الْعامِلِينَ.»[٢].
البتّه ما در اين سه مرحله ديديم كه امر، امر تربيت اخلاقى براساس بخشى از ادراكات دينى است و اين ادراكات به حكم طبيعت كمتر مىتواند تأثيرى بيشتر و دورتر از ذات خود داشته باشد. ازاينرو در مرحله نخست توجيه الهى ادراك ما را نسبت به محبّت و علاقهمندى بيدار مىكند كه اين خود محرّك ممتازى است! تا اينكه قدمى ما را در راه تحقّق ارزشهاى مثبت به پيش براند. و در مرحله سوم، احساس ما را با شرم و حيا مقرون مىسازد كه اين خود لجام پاكيزه و نيكويى است تا اينكه ما را از سقوط بازدارد و در مقابل خطر حفظ كند، امّا در مرحله دوم، ما احتياط خودمان را به لطف تعادل دو نيرو به دست مىآوريم تا در نتيجه گامهايمان بر صراط مستقيم استمرار يابد.
رابعا- و بالاخره، آن موضع سركش بىپرده براى غيرمؤمنان- برخلاف حالت اوّل- تنها به برخى از كارهاى مخصوص خلاف شرع بسنده نمىكند، زيراكه آن موضع علنى ضدّ شرع است!
و اينبار، بيش از سخنان معمول برخى از نصوص درباره جرايمى كه انجام مىگيرد، به گونهاىست كه امكان ندارد شخصى خطايى را مرتكب شود كه نشانى از ماهيّت وعده عذاب را داشته باشد: «أَ فَمَنْ زُيِّنَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ فَرَآهُ حَسَناً فَإِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ فَلا تَذْهَبْ
[١] - يوسف( ١٢) آيه ٢٤: اگر برهان پروردگار را نمىديد( چنين قصدى مىنمود).
[٢] - آل عمران( ٣) آيه ١٣٥- ١٣٦: و آنها كه وقتى مرتكب عمل زشتى شوند يا به خود ستم كنند، به ياد خدا مىافتند و براى گناهان خود طلب آمرزش مىكنند، و كيست جز خدا كه گناهان را ببخشد؟ آنها هرگز با علم و آگاهى بر گناه خويش اصرار نمىورزند و تكرار گناه نمىكنند، آنها پاداششان آمرزش پروردگار و بهشتهايى است كه از زير درختانش نهرها جارى است( و لحظهاى آب از آنها قطع نمىشود). بهشتى كه بهطور جاودان در آن خواهند بود، و اين چه پاداش نيكى است، براى آنها كه اهل عمل هستند!