آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٢٧٤ - د - آزادى
كه به آن برسد. جز اينكه اين انگيزه و اين هدف در طبيعت تنها نيستند، بهخصوص موقعى كه قرار است مقدارى از تدبّر و تعقّل در آن به كار گرفته شود.
به راستى بر كسى پوشيده نيست كه گمراهى حتمى (مكانيكى و ديناميكى) صورت هماهنگ و برابرى را در انگيزهها و يا شكل وضعيّت آنى مزاج را مىطلبد، بنابراين؛ هر انسانى با آگاهى لازم مواظب احوال خويشتن است، تا نسبت به پياپى آمدن اين اهدافى كه براى خود در نظر گرفته است، به علاوه عوامل و اسبابى كه آنها را پشتيبانى مىكند، آشنايى داشته باشد؛ عواملى كه در درجه آميختگى با اهداف متفاوتند، چنانكه در خودش نوعى از دودلى را احساس مىكند كه متوقّف نمىشود، مگر پس از آرام گرفتن. ولى هر نوع نظريّه طبيعى خطاست، در صورتى كه غفلت خود را به عنوان يك پديده ميانجى پنهان بدارد، يعنى آن را يك لحظه مؤثّر در به وجود آوردن آرامش لحاظ كند؛ و اين موقعى است كه اراده را براى ما چنين ترسيم مىكند كه آن نتيجه مستقيم اين حالات مخصوص است و يا اينكه اراده عبارت از درخشش برخورد با ريشههاى عميق آن حالتها است. بنابراين؛ شخص نمىتواند با همان روشى آرامش بيابد كه وادار مىكند تا دستش را در جايى بلند كند كه آنجا نياز به شدّت عمل است و او شدّت عمل به خرج دهد، حتّى اگر در خواب باشد.
به راستى كه اراده، نتيجه مستقيم براى پيدايش افكار نيست، مگر در يك صورت، آن هم به صورت مشخّص، وقتى كه نه مسئوليّتى باشد و نه آزادى، و آن همان حالت نگرانى عقلى است كه در آن حالت تنها يك انديشه پيش از ديگر انديشهها ظاهر مىشود تا راهى را در برابر مشكلات ديگر پيش بگيرد، و اين راه همان چيزى است كه براى تحريك تمايل قطعى آن اراده جهت تحقّق اين انديشه به روش عكس العمل كفايت مىكند، بدون اينكه فرصتى را به او بدهد تا در آن فرصت جلو سركشى او را بگيرد.
امّا در حالتهاى معمولى عادى كه تصوّر مىرود نظريّههاى قطعى براساس اراده است- چون همواره بين فعل طبيعى و بازگشت فعل ارادى به آن فاصله زيادى است، درحالىكه ابتدا اين فاصله به يقين خودنمايى مىكند- زيرا آنچه موجود است، تنها يك انديشه نيست، بلكه دو انديشه مختلف است كه هردو بر اختيار ما عارض مىشوند و هردو خواهان اين هستند كه به واقعيّت تبديل شوند.