آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٣٢٨ - ١ - مجازات اخلاقى
متوجّه عالم آخرت بكنيم كه در آنجا هريك از سعادت و شقاوت براساس همسويى كامل با خير و شر و مطابق آنها مشخّص مىشود. ولى تا وقتى كه ما از زمينه دينى فاصله داريم، به راستى كه تفكّر چنين دانشمندى بسى دور از اخلاق طبيعى بهطور مطلق است، و حدود چنين اخلاقى از زمينه وجدان حالى تجاوز نمىكند، و بر آن اساس، بسا رذايلى كه در اين دنيا به پيروزى مىانجامد!! و چه بسيار فضايلى كه زير فشار و ضربات فقر و درماندگى به ضعف و سستى مىگرايد!! و ما هر روز موارد زيادى از اينها را شاهديم.
چنانكه گفتهاند، آيا ما بايد از انديشه لذّت و اندوه باطنى محض فاصله بگيريم؟ و آيا پشيمانى و خرسندى وجدان نيز از جمله دريافتهاى عجيب زندگى اخلاقى است؟ آيا نيروى قانون در وجود اينها هيچ حق و سهمى ندارد؟
به ما گفتهاند كه اين دريافتها احتمالا چيزى جز بقاياى تصفيه شده از انديشه موضوعى مسئوليّت نيست، و اگر پشيمانى بيم مبهمى از كيفر نباشد، به يقين انتظار و يا اميد است.[١]
و اينك برهان قانعكنندهاى را كه بر ضدّ اين احتمالات، و به خاطر نفى نهايى اين احتمالات از ميدان اخلاقى ترويج كردهاند، محققا اين حالات تنها از انسانى به انسان ديگر به صورت قابل توجّهى تنوّع ندارد، بلكه در برخى از حالات فسق و فجور بهطور كامل پنهان است، بنابراين؛ براى انجام وظيفه يا مخالفت با آن نتايج ضرورى و قطعى نيست و از اينرو نتيجهاى كه گرفتهاند، محال شمردن مجازات اخلاقى به معناى صحيح است.
ولى آيا همه ما روى معناى اين واژهها اتّفاقنظر داريم؟ اگر مقصود از عبارت «قانون اخلاقى» همان واجب ذاتى، يعنى قانون موضوعى- كه بر همه مردم جداى از حالات وجدانيشان- فرض و واجب است، از واقعيّات است كه قانونى اينچنين امكان وجود دارد، بدون اينكه در تمام افراد با اين حالات به احساس آسايش يا رنج، از شادمانى يا پشيمانى منتهى شود.
جز اينكه ناديده گرفتن و الغاى اين حالات مخصوص به پايان دادن بر تمام حالات درونى نمىانجامد كه انجام وظيفه و يا بىحرمتى به آن اين حالات را درپى دارد. و در آينده نزديكى خواهيم ديد كه هر نوع رفتارى- چه خوب يابد- باعث حالت درونى مىشود كه متناسب با آن
[١] - ر ك:
. IS III d,? etilibasnopser al ed e? edi'l lhurB yveL