آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٦٥٣ - ه - اخلاص نيت با انگيزههاى مختلط
كه ما ترازو را بگذاريم و بعد ببينيم كدام كفّه سنگين مىشود.
مثال براى اساس گفته اين دانشمند علم اخلاق: فردى از مردم از شما درخواستى مىكند با اين فرض كه وى به دو دليل استحقاق برآوردن آن نياز را دارد: گرفتار تنگدستى شده است و رابطه خويشاوندى او را با شما ارتباط داده است، و شما نياز او را برآورده مىكنيد.
براى اينكه ارزش عمل خودت را بسنجى، چيزى پيشروى خود ندارى، جز اينكه به تجربهاى مراجعه كنى كه براى خودت پيش آمده است. پس اگر روى اين مطلب پافشارى كنى كه وقتى يك بيگانه با همين حالت تنگدستى و يا يكى از خويشاوندان ثروتمندت مراجعه مىكرد و همين درخواست را از تو داشت، تو همين جنبش و همين علاقه را احساس مىكردى، پس در اين شرايط حكم مىكنيم كه هركدام از انگيزهها اگر تنها هم بودند، سيطره همسانى نسبت به تو داشتند و اكنون باهم جمع شدهاند و تو اقدام بر عمل كردهاى، و انگيزه دوم همراه و رفيق انگيزه اوّل شده است[١].
و در حالت عكس نيز جريان از همين قرار است، موقعى كه بيگانه تهىدست و خويشاوند توانگر از احسان تو برخوردار نمىگردند، چون اسباب و عوامل به تنهايى در درجه مساوى و يكسان كارآيى ندارند.
امّا بهطور مثال، وقتى كه مىدانى- جداى از هر لحاظى ديگر- تصوّر بدبختى ديگرى براى هدف احسان تو كفايت مىكند و رابطه خويشاوندى هيچ تأثيرى جز سرعت عمل تو را ندارد، بدون اينكه تأثيرى در احسان تو و انگيزشى داشته باشد، در اين حال بين دو طرف نيّت تو را بايد جدا كرد؛ آن طرف اصلى و نيرومند و برتر و طرف ديگر كمكى و تابع آن.
بديهى است كه در حالتهاى تساوى بين وظيفه و منفعت شخصى بايد به عمل نگاه كند كه آن باطل است و خير و شرّ يكديگر را محو و نابود مىسازند، ولى اگر انگيزه اخلاقى رجحان داشت، اجر و پاداش دارد، ولى به اندازه مازاد جهت رجحان نسبت به انگيزه هواى نفس.
[١] - غزّالى مثالى ديگر از همراهى انگيزهها را به صورتى كه تعريف كرده، مطرح نموده است، مىگويد:« و همچنين كسى را كه پزشك دستور داده غذا نخورد، روز عرفه فرارسيد و روزه گرفت، درحالىكه مىداند اگر عرفه هم نبود، او غذا را به خاطر پرهيز نمىخورد و از طرفى اگر پرهيز نداشت، به خاطر روز عرفه روزهدار مىبود، درحالىكه هردو جمع شده و او اقدام به اين كار نموده است.». ر ك: احياء علوم الدّين: ٤/ ٣٥٤.