آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٦٠٨ - ج - بىهدفى نيت
ما قابل درك با حواسمان و قابل اثبات به وسيله تنها عقلمان نيست، اگر اعتقاد نباشد-؟ ... و آن حالت در اين صورت اگر يافت شود، خود حسابى است، ولى ارزش والايى دارد، و از حساب همه حسابگران بيرون است، زيراكه عظمت و خطرات آن در نظر عقل عملى سليم بسى بيشتر از فرصتهاى پيروزى آن است، بدون اينكه انسان موافق آن باشد و تا حدّ فداكارى در حدّ بالا به خاطر اعتماد و اطمينانش بر آن راضى باشد.
و برخى نيز اصرار بر اين ادّعا دارند كه بدىهاى اخلاقى، گاهى نتيجهاش وارونه شدن رابطه غايت و وسيله است. و در اينجا ناگزير از ريشهيابى قضيّه هستيم: مقياس و معيار اين وارونه شدن رابطه چيست؟ ... بهطورى كه ديديم استقلالى كه منفعت را به حساب وظيفه ارزانى مىدارد، بايد در اين صورت از هر مؤمنى بپرسيم: در صورتى كه وضعيّت و حالتش در هر لحظهاى ممكن است، اين باشد؟ ... يا اينكه برخوردش- بهطور الزام- سؤالات ذيل را القا نمايد:
اگر من تصوّر محال نمايم، خواهم ديد كه عمل به دستور شرع هيچ پاداشى ندارد، آيا مىتوانم در آن اجر و مزدى براى عملم درخواست كنم؟
و هرگاه بىاعتنايى به وظيفه هيچ كيفرى را درپى ندارد، آيا بدين وسيله پايه ارتباط من با طاعت خدا سست مىشود؟
و هرگاه به هر دليلى اطمينان يافتم، به اينكه تمام گناهان مرا خواهند بخشيد، آيا اين اطمينان نسبت به من، فرصتى براى ارتكاب گناه خواهد شد؟ آيا هركدام از اينها به طريق اولى يك سبب نسبى نخواهد بود تا ثابت كنم چنانكه پيامبر ٦ فرموده است: همانا من بنده سپاسگزارم؟[١] و گوش دل به اين شاعر نخواهم سپرد كه مىگويد:
|
هبّ البعث لم تأتنا رسله |
و جاحمة النّار لم تضرم |
|
[١] - ر ك: صحيح بخارى: ١/ ٣٨٠، حديث ١٠٧٨ و ٤/ ١٨٣٠، حديث ٤٥٥٦ و ٥/ ٢٣٧٥، حديث ٦١٠٦« افلا اكون عبدا شكورى؟- آيا من بنده سپاسگزارى نمىباشم؟». ر ك: مسند احمد: ٤/ ٢٥٥؛ المعجم الأوسط: ٢/ ٣٣٦، حديث ٢١٥٤؛ مجمع الزّوائد: ٢/ ٢٧١؛ سنن ترمذى: ٢/ ٢٦٨، حديث ٤١٢؛ صحيح ابن حبان: ٢/ ٩، حديث ٣١١؛ صحيح مسلم: ٤/ ٢١٧١، حديث ٢٨١٩ و ٤/ ٢١٧٢، حديث ٢٨٢٠؛ تفسير قرطبى: ٤/ ٣١٠، سنن كبرا بيهقى: ٧/ ٣٩، حديث ١٣٠٥٢؛ مسند ابى عوانه:
١/ ١٧٤.