آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٦٠ - سخن مترجم از فرانسه به عربى
يا بشرى كه برخورد مىكردى، باورت مىشد و يا تصوّر مىنمودى كه اين انقلاب معارض خير و منفعت تودههاست. و تمام اينها از باب وفاى به مقتضيّات ايدئولوژى مادّى بود كه باعث اين حركت شده بود.
امّا قوانينى كه ذاتا طبيعت اخلاقى و فرهنگى دارند، ادارات و مؤسسّاتى براى آنها به وجود آمده است كه دانشگاهها و سازمانهاى بين المللى مكاتب متولّى آنهاست و در برنامههاى آن انقلاب- از روى عقيده و يا به دليل مصلحتى- گنجانده مىشوند. و نتيجه اين تفاوت در انقلابهاى مشروع و ترسيمى و خطّى اين است كه برخى گامها تا مدّتى با جدّيت و تلاش و پايدارى برداشته مىشوند و بقيّه به روش درجا زدن مىمانند، كه اولياى آن نه قدمى پس و نه پيش رفتند.[١]
البتّه، بسيارى سير شدند و شكمها پر شد؛ ولى دلها خالى از عواطف، ارواح زنگزده و وجدانها سقوط كرده بود، افرادى نيز در همان حال استوار بودند، زيرا راستى و استوارى در اين افراد فطرى و قناعت در سرشت آنها بوده است، ولى اكثريّت قاطعى از مردم، اعتدال را نمىشناختند و يا قدرت سنجش بين خواستهاى معده و خواستهاى دل را نداشتند. انقلاب آنها را عادت داده بود كه همواره آنچه را مىخواهند دريافت كنند، نه آنكه با آنچه مواجه مىشوند، تحمّل نمايند. از اينرو- بهطور مثال- هرگاه شدايد زندگى پيش مىآمد، شكمهاى قحطىزده به قرقر مىافتاد و طبيعتهاى حريص مىشوريدند. ديگر لجامى از وجدان بيدار و يا اخلاق انقلابى يافت نمىشد كه آنها را مهار كند، زيرا جهاز اخلاق بيشتر اوقات در ماشين انقلاب از كار افتاده است. بنابراين، در برابر پركردن شكم به هر قيمتى و با هر روشى كه شده، آنچه پيش آيد خوش آيد! نه اخلاق اهميّت دارد، و نه ارزشها و نه اصول، همه اينها اصطلاحاتى است كه نه جاى خالى را پر مىسازد و نه شكمى را سير و نه بىپولى را پولدار مىكند.
در اينجا، بايد يادآور شويم كه شدايد زندگى در بين جمعيّتهاى مبارز چيز تازهاى نيست.
جامعه اسلامى در زمان حكومت عمر بن خطّاب گرفتار شدايد سختى شد كه در تاريخ به نام
[١] - از آيه ٣٤، سوره اعراف( ٧) اقتباس شده است: وَ لِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ؛ براى هر امّتى زمان و مدّت معيّنى وجود دارد و به هنگامى كه اين اجل فرارسد، نه لحظهاى تأخير خواهند كرد و نه لحظهاى بر آن پيشى مىگيرند.