آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٣٤٩ - ٢ - مجازات قانونى
امّا در مورد مجازات مربوط به دستاندركاران شراب، در قرآن كريم يا در سخن رسول خدا ٦ عبارت خاصّى وجود ندارد كه بيانگر آن باشد، جز اينكه در زمان رسول خدا ٦ و سلّم عادت معمول اين بوده است كه گروهى از مؤمنان اطراف كسى كه دائم الخمر بوده، جمع مىشدند و او را با چوبدستى و كفش مىزدند و عذاب مىدادند ...، ولى پس از وفات رسول خدا ٦ خليفه اوّل، بزرگان صحابه را جمع كرد و با آنها مشورت نمود تا يك عدد تقريبى براى زدن مىگساران پيدا كنند، آنها چهل ضربت را تعيين كردند (با جفت كفش مىزدند) و در زمان عمر، بار ديگر عمر با اصحاب رايزنى كرد و در نهايت هشتاد تازيانه تعيين شد (به جاى هر ضربت با كفش يك تازيانه)، بين افراد طرف مشورت حضرت على ٧ بود كه به اين ترتيب استدلال كرد: «وقتى كه يك نفر شراب مىخورد، مست مىشود و چون مست شد، هذيان مىگويد و چون هذيان گويد، تهمت مىزند، پس به اين دليل به نظر من حدّ چنين كسى همان حدّ مفتريان و تهمتزنندگان است.»[١]، امّا از نظر عبد الرحمن بن عوف اين كمتر مقدارى است كه مىتوان تصوّر كرد، از آن جهت كه كمترين كيفرى است كه قرآن كريم معرّفى كرده و در حديث آمده است: «كمترين و سبكترين حدود هشتاد تازيانه است.»[٢]
به اين روش آميخته از عقلى و نقلى صحابه به اين نتيجه رسيدند و قرار مشترك آنها همچون قاعدهاى با قدرت قانون پاگرفت.
[١] - ر ك: موّطأ مالك: ٢/ ٨٤٢، حديث ١٥٣٣؛ ولى در كتاب موطأ جمله:« به نظر من حدّ چنين كسى حدّ تهمتزنندگان است.»، وجود ندارد( مترجم عربى). ر ك: الاحكام آمدى: ٣/ ٣١٧ و ٤/ ٤٥ و ٧/ ٤٥٥؛ تفسير قرطبى: ٦/ ٢٩٧؛ المستدرك على الصّحيحين: ٤/ ٤١٧؛ سنن كبراى بيهقى: ٨/ ٣٢٠؛ سنن دارقطنى: ٣/ ١٦٦؛ مسند شافعى: ١/ ٢٨٦؛ سنن كبرا: ٣/ ٢٥٢، حديث ٥٢٨٨؛ فتح البارى: ١٢/ ٦٩؛ الثّقات: ٢/ ١٩٩؛ ميزان الاعتدال: ٤/ ٣٥٨، حديث ٥٠٨٧؛ سبل السّلام: ٣/ ١٨١؛ المحلى:
١٠/ ٢١١؛ كتاب الأمّ: ٦/ ١٨٠.
[٢] - ر ك: صحيح مسلم: ٣/ ١٣٣٠، حديث ١٧٠٦؛ الخلاف: ٥/ ٤٩٨؛ صحيح ابن حبان: ١٠/ ٣٠٠، حديث ٤٤٥٠؛ سنن دارمى:
٢/ ٢٣٠، حديث ٢٣١١؛ سنن كبراى بيهقى: ٨/ ٣١٩؛ بحار الأنوار: ٣٠/ ٦٩٩؛ سنن كبرا: ٣/ ٢٤٩، حديث ٥٢٧٥؛ مسند احمد: ٣/ ١٧٦، حديث ١٢٨٢٨؛ مسند رويانى: ٢/ ٣٧٨، حديث ١٣٥١؛ فتح البارى: ١٢/ ٦٤؛ تحفة احوذى: ٥/ ٢٧.