آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٦١٤ - ٢ - كماليات
نيست.»[١].
امّا اگر در ريشه اين عمل نگرش پاكى دخيل باشد و اگر شخص عامل به خاطر نظام برترى در توزيع سعادت كلّى اقدام مىكند و آن نظامى است كه اميد دارد با اين عمل در آن سهمى داشته باشد، چه خود را فراموش كند و چه خود را در اين نظام فراگير كسى بداند، در آن صورت، نيّت شايسته قدردانى و سپاس مىگردد، درحالىكه قبلا نيّت مبتذلى بوده است.
رسول خدا ٦ در روايتى كه ابو سعيد خدرى نقل كرده، دراينباره مىفرمايد: «چه همراه خوبى براى يك مسلمان است، مالى كه به مسكين، يتيم و در راه مانده بدهد.»[٢]، و شايد در اين جا لازم به يادآورى سخن قبلى پيامبر ٦ باشد كه درباره اسبان فرمود: «براى مردى اجر است و براى مردى پوشش از عذاب و براى مردى بار گناه.»[٣].
٢- كماليّات
و ذات اين ارزش را ممكن است به عنوان استعمال معتدل وسايل خوشگذرانى و رفاه، به طور كلّى توصيف كرد[٤]. توضيح اينكه هرگاه ما اين نوع كماليّات را بر اين اساس تصوّر نكنيم كه پاسخگوى انتظار ما و اشباع نياز فطرى ما هستند، بلكه به حساب اينكه نوعى احسان و نيكى هستند كه عنايت الهى مىپسندد، در كنار اين مطلب كه رضاى به آنها ما را موافق مشيّت الهى قرار مىدهد: «همانا خداوند زيباست و زيبايى را دوست مىدارد.»[٥] در نظر بگيريم.
[١] - ر ك: سنن ابن ماجه: ٢/ ٧٢٤، حديث ٢١٤١؛ مصباح الزّجاجه: ٣/ ٦؛ مسند احمد: ٥/ ٣٧٢، حديث ٢٣٢٠٦؛ الأحاد و المثانى: ٥/ ٢٨، حديث ٢٥٦٦؛ الأدب المفرد: ١/ ١١٣، حديث ٣٠١؛ الفردوس بمأثور الخطاب: ٥/ ٢٠١، حديث ٧٩٤٩؛ البيان و التّعريف: ٢/ ٢٧١؛ فيض القدير: ٦/ ٣٨٢؛ تهذيب الكمال: ١٤/ ٤٥١؛ كشف الخفاء: ٢/ ٤٦٨، حديث ٢٩٨٧.
[٢] - ر ك: صحيح بخارى: ٢/ ٥٣٢، حديث ١٣٩٦؛ شعب الأيمان: ٧/ ٢٧٥، حديث ١٠٢٩٠؛ تفسير قرطبى: ١٩/ ٢٨٥؛ صحيح مسلم: ٢/ ٧٢٨، حديث ١٠٥٢؛ المسند المستخرج على صحيح مسلم: ٣/ ١١٧، حديث ٢٣٤٦؛ سنن كبراى بيهقى:
٣/ ١٩٨، حديث ٥٥٠١؛ مسند احمد: ٣/ ٢١، حديث ١١١٧٣؛ مسند طيالسى: ١/ ٢٩٠، حديث ٢١٨٠؛ شرح نووى: ٧/ ١٤٤.
[٣] - مدارك اين حديث قبلا ذكر شد.
[٤] - از نمونههاى اين قيدوبند، خوشاندامى و شيكپوشى است، اين دو نمونه بهطور صريح در پرسشى آمده است كه حديث وارد ذيل اين مطلب پاسخ مىدهد.
[٥] - ر ك: صحيح مسلم: ١/ ٩٣، حديث ٩١؛ فقه الرّضا، علىّ بن بابويه قمى، ص ٣٥٤؛ صحيح ابن حبّان: ١٢/ ٢٨٠، حديث-- ٥٤٦٦؛ قواعد الأحكام: ١/ ٣٨؛ المستدرك على الصّحيحين: ١/ ٧٨، حديث ٦٩؛ مختلف الشّيعه: ١/ ٣٨؛ سنن ترمذى:
٤/ ٣٦١، حديث ١٩٩٩؛ ارشاد الأذهان: ١/ ٥٧؛ مجمع الزّوائد: ١/ ٩٨؛ وسائل الشيعه: ٥/ ١٤، حديث ٧؛ المعجم الأوسط:
٥/ ٦٠، حديث ٤٦٦٨.