آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٦٦٧ - ١ - تلاش و حركت رو به پيش
ناهنجارى فكرى و سادهانديشى و پريشانخيالى باشد كه به روح ارتباط دادهايم «با علاقه و ميل به مواجهه با دشمن ... بدون اينكه نياز به محرّكى داشته باشد تا او را وادارد يا لجامى كه او را بكشد».[١]
با اين همه، برخى از تعبيرات كانت بيانگر نوعى از شكّ و ترديد وى و استبداد رأى كمتر و تعقّل بيشتر اوست كه در نهايت انكار مىكند: «كه در توان مخلوقى باشد تا از روى اختيار تمام قوانين را اجرا كند، بدون اينكه در وجود او امكان تمايلى باشد، حتّى براى يك مرتبه هم كه شده، او را به مخالفت با آن قوانين وادار سازد.»[٢]
و نيز معلوم مىشود كه وى موافق بوده است با امكان: «اينكه بيم احترام به قانون، به ميل و احترام به محبّت تبديل گردد، و اين دستكم كمال نيّتى است كه قانون را مقدّس مىشمارد؛ اگر در توان مخلوقى باشد كه هماره به آن نيّت برسد!»[٣]
امّا ديدگاه فلسفى دوم: هرگز در حدّ انكار مطلق براى توانمندى انسان بر انجام تكليف مشخّصى از روى ميل و همّت پيش نرفته است، بلكه آن عمل انجام گرفته در اين شرايط از نظر وى كمارزش و كماجر است.
در اين صورت، بين دو مصلحت «تلاش و ارزش اخلاقى» رابطه ثابتى است، در حدّى كه مقايسه دقيق يكى از آنها را به ديگرى ممكن است در شكل برابر و معادل ياد كرد. بنابراين، وجود يا عدم، يكى از آن دو و فزونى يا كاستى هركدام، همان اثر را در ديگرى به صورت غيرقابل انكار و با همان نسبت دارد.
و به مقدارى كه پاىبندى به قانون امرى است كه جز با صرف تلاش ارادى، امكان تحقّق ندارد، تفاوت درجه پيدا مىكند. بنابراين؛ از جمله چيزهايى كه هيچ ترديدى در آنها نيست، اين است، هر نيروى تلاشى كه اندوخته مىشود، معادل همان خسارت در پاداش است. پس؛ آيا در حالت عكس هم جريان از همين قرار است؛ يعنى آن حالتى كه نيروى اخلاقى خود در آن حالت بدون كوشش مىتواند به تكاليف خود اقدام نمايد؟
اين مسئله بين علماى اخلاق اسلامى مورد اختلاف است، و از جمله كسانى كه نظر موافق
[١] - ر ك:.٨٩ .p .euqitarp nopsiaR al ed .tirc :tnaK
[٢] - ر ك:.٨٨ .p .euqitarp nopsiaR al ed .tirC ,tnaK
[٣] - ر ك:٨٨ .p .euqitarp nopsiaR al ed .tirC ,tnaK