آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٢٤٥ - ب - اساس قانونى
اين اعلام قرآن از دو طريق: داخلى و خارجى مىرسد، بنابراين قوانين اخلاقى در بيشترين اشكالش به نحوى در وجود خودمان ثبت شده است، ولى ما نمىتوانيم حقيقت آنها را درك كنيم، مگر اينكه تمام توانمندىها و ملكات فطريمان را به كار بگيريم، در آن صورت ما از عقلمان راهنمايى مىگيريم و قلبمان را در باطن به كمك مىگيريم و يا از غرايز خوبمان پيروى مىكنيم. و چون شناخت اين قانون در توان هر انسانى با وجود تفاوت افراد است، پس اين شناخت بهطور قطع براى تاكيد مسئوليت ما نسبت به خودمان اكتفا مىكند. و بيشتر مكاتب اسلامى، اختلافى در اين مورد ندارند كه در اينجا نوعى از مسئوليت فراگيرى وجود دارد كه قائم بر اين تكليف فطرى است، بنابراين آيا اين موضوع براى اثبات مسئوليتمان در پيشگاه خداى تعالى نيز كفايت مىكند؟ در اينجا مكاتب مختلف اختلافنظر دارند، معتزله بر اين عقيدهاند و بدون استثناء آن را قبول دارند، درحالىكه ماتريديّه[١] به صورت جزئى (در مواردى كه به وظايف اوليّه مربوط مىشود) موافقند، بيشترين مكاتب اهل سنت بهطور مطلق آن را قبول ندارند.
مىگويند: ما در پيشگاه خدا مسئول نيستيم، حتّى نسبت به وظايف اصلىمان مگر زمانى كه خداوند وظايفمان را بهگونهاى خاص و به صورت مثبت اعلام نمايد. و اين انديشمندان به ظاهر قران تمسك مىجويند كه مىفرمايد: «وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُضِلَّ قَوْماً بَعْدَ إِذْ هَداهُمْ حَتَّى يُبَيِّنَ لَهُمْ ما يَتَّقُونَ»[٢]، «وَ ما كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولًا»[٣] «وَ ما كانَ رَبُّكَ مُهْلِكَ الْقُرى حَتَّى يَبْعَثَ فِي أُمِّها رَسُولًا يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِنا»[٤]
و به يقين اين مطلب مفيد است كه ما راجع به وسايل و اسباب گفتگو كنيم، در اين مورد كه قرآن كريم اين شرايط مفيد را قرار مىدهد، پس چرا بدون هيچ قيد و شرطى بر خود لازم و
[١] - ماتريديه، پيروان محمد بن محمد بن محمود ماتريدى از متكلمان بزرگ قرن ٤( متوفّاى ٣٣٣ ه) در فقه پيرو ابو حنيفه، ولى در كلام پيرو اشعرى است. ابن اثير درباره او مىگويد:« اين از عجايب است كه كسى هم حنفى و هم اشعرى باشد» فرهنگ فرق اسلامى از دكتر محمد جواد مشكور، ص ٣٧٩- ٣٨١.( به اختصار)- م.
[٢] - توبه( ٩) آيه ١١٥: چنين نبوده كه خداوند گروهى را پس از هدايت گمراه سازد، تا اينكه آنچه را كه بايد از آن بپرهيزند، براى آنها تبيين كند.
[٣] - اسراء( ١٧) آيه ١٥: و ما( هيچ شخص و قومى را) مجازات نخواهيم كرد، مگر آنكه پيغمبرى مبعوث كرده باشيم.
[٤] - قصص( ٢٨) آيه ٥٩: و پروردگار تو هرگز شهرها و آبادىها را هلاك نمىكرد، تا اينكه در كانون و مركز آنها پيامبرى بفرستد كه آيات ما را بر آنان بخواند.