آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٦٣٦ - ٣ - نيت دست يافتن به كسب نامشروع
كه پاسكال به يسوعيان[١] عيب گرفته است كه آن را مباح مىشمرند «حتّى موقعى كه نيّت اساسىشان چيزى جز كسب نباشد.»[٢].
و ما مىدانيم كه قرآن كريم ربا را بهطور قاطع و به صورت مطلق حرام شمرده است، نه فقط به معناى حرفى و مقيّد، (يعنى سودى كه از نرخ مشخّصى بالاتر باشد.) بلكه به قديمترين معنى و وسيعترين معناى كلمه: يعنى هر نوع سود مادّى يا غيرمادّى كه از وامگيرندگان دريافت شود.
بنابراين؛ وامها تجارت نيست، بلكه هميارى و كمك است و كمك بايد پاك و كاملا پاكيزه باشد، خداى متعال مىفرمايد: «فَلَكُمْ رُؤُسُ أَمْوالِكُمْ لا تَظْلِمُونَ وَ لا تُظْلَمُونَ.»[٣].
و در اين صورت پس هدف از عقد مخاطره دادن نقدينههاى وام گرفته شده، در شكل بهاى فروش، جنبه عملى از اين قرار است: وامدهنده ابتدا به متقاضى وام كالايى را پيشنهاد مىدهد، كالا را به بالاترين مبلغ مدّتدار به وى مىفروشد، سپس همان كالا را به كمترين مبلغ نقدى مىخرد، بهگونهاى كه در پايان دو عمل، رباخوارى واضحى را مىبينيم، وامگيرنده درحال حاضر نقدينهها را مىگيرد و تعهّد مىكند كه بعدها بيشتر از آنچه را كه دريافت كرده است، پس دهد، درحالىكه بيرون كردن كالا را و داخل كردن آن را به عنوان پوشش و ظرافت انجام كسب غيرمشروع به كار برده است.
ارزش چنين بازارى در فقه اسلامى چيست؟
به راستى وقتى كه امور بهطورى كه توصيف كرديم علنى مىشود، به اين معنى كه اگر قبلا توافق بين دو طرف باشد، چيزى را كه همان شخص خريده، دوباره بفروشد. اتّفاقنظر فقها اجماعى است بر ابطال چنين عقدى به لحاظ اينكه عقد ربوى است. ولى اگر ما در برابر دو عمل پىدرپى قرار بگيريم، بدون اينكه در آنها همگامى ببينيم، آيا لازم است كه هردو عمل را به صورت يك واحد ببينيم؟ آيا ممكن نيست كه دو بازار جدا وجود داشته باشد، با فرض اينكه بازار دوم بر اثر برگشت ناگهانى مشترى پس از چند لحظه از نظر خودش باشد، درحالىكه از اصرار بر نظر اوّليهاش پشيمان شده است؟.
[١] - يسوعيان، گروهى از مسيحيان هستند كه مؤسّس آن قدّيس اغناطيوس( ١٥٤٠ ميلادى) است.
[٢] - ر ك:erttel ,IIIV .selaicnivorp seL ,lacsaP
[٣] - بقره( ٢) آيه ٢٧٩: سرمايههاى شما از شماست نه ستم مىكنيد و نه ستم بر شما مىشود.