آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٥٩٤ - ب - نيت خوب
نمىرسد، مگر اينكه آنچه را كه عقل الهى و به وسيله علل شناخته و ناشناخته قابل ادراك مىخواهد، ما هم همان را بخواهيم.
و در اينجا يك نقطه اوجى وجود دارد كه بر همه ارزشها حاكم است و آن نقطهاى است كه بالاتر از آن هيچ هدف ممكنى با كاملترين نيّتها پيدا نمىشود.
ترديدى نيست كه مقايسه اين دو هدف نبايد چنان باشد كه در بين آنها گزينشى فرض شود كه آنها را از يكديگر جدا سازد و نه آن دو را نيز در برابر اراده به صورت متوالى قرار دهد، زيرا شايستهتر آن است كه آنها به عنوان دو عنصر مكمّل يكديگر باشند كه تنوّع در ارزش واقعى، به قرار دادن آنها لازمه كمال «مثل اعلى» مىانجامد، بلكه ما مىتوانيم بر اين مطلب نيز تأكيد كنيم كه آن دو هماكنون در نفوس مطمئنّه همزيستى دارند، با مقدارى از تنوّع كه گاهى اين يكى و گاهى آن ديگرى در قلب روشن و ضمير نورانى غلبه دارد.
توضيح اينكه مؤمنى كه بيشترين اوامر الهى را اطاعت مىكند، بدون توجّه بر اينكه حتّى برخى از آنها دشوار است، كمتر در خود احساس قصور و انحراف مىكند. و او حتّى موقعى كه آن اوامر را قابل فهم نمىبيند، باز هم از اعتقاد راسخ او چيزى كم نمىشود كه اوامر ديگرى مطابق حكمت وجود دارد، و او تسليم ضمنى آنها مىشود و براى تحقّق آنها تلاش مىكند، بدون اينكه از حقيقت آنها آگاهى داشته باشد، و اين همان چيزى است كه قرآن دراينباره مىگويد: «وَ لَوْ أَنَّا كَتَبْنا عَلَيْهِمْ أَنِ اقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ أَوِ اخْرُجُوا مِنْ دِيارِكُمْ ما فَعَلُوهُ إِلَّا قَلِيلٌ مِنْهُمْ وَ لَوْ أَنَّهُمْ فَعَلُوا ما يُوعَظُونَ بِهِ لَكانَ خَيْراً لَهُمْ وَ أَشَدَّ تَثْبِيتاً.»[١]، اين از طرفى.
و از طرف ديگر، اهتمام ورزيدن به تحقّق بخشيدن يكچيز اخلاقى بدون اينكه آگاهى از حقيقت آن داشته باشند و بدون احساس رنج و زحمت زيادى در بيشتر اوامرى كه عادلانه بودن آنها واضح است، مطلقا در قلب مؤمن باعث اين احساس نمىشود كه اين اوامر درجات متفاوتى از دشوارى را دارند، و بلكه او در طىّ انجام آن اوامر احساس رضايت كلّى و بدون شرايط، نسبت به تمام قوانين ديگر دارد. و بدون چنين رضايتى هرگز شايسته عنوان مؤمن نخواهد بود: «فَلا وَ
[١] - نساء( ٤) آيه ٦٦: مسلّما اگر به آنان دستور مىداديم كه يكديگر را بكشيد و يا از وطن و خانه خود خارج شويد، تنها عده كمى از آنها را انجام مىدادند، اگر آنها اندرزهاى خدا و پيامبر ٦ و سلّم را بپذيرند، هم به سودشان است، و هم باعث تقويت ايمان آنهاست.