آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٢٢٨ - الف - طبيعت شخصى مسئوليت
أَلْحَقْنا بِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ ما أَلَتْناهُمْ مِنْ عَمَلِهِمْ مِنْ شَيْءٍ»[١] در اين صورت هرگز ثواب و عقاب نتيجه تنها كوشش فردى نخواهد بود، بلكه گاهى اينچنين از عمل ديگران نشأت مىگيرد. و ترديدى نيست كه اين دو نمونه، شايسته دقتنظر و بررسى هستند، تا ببينيم كه تا كجا ممكن است آن اصل فراگير را تضعيف و يا پشتيبانى مىكند.
به نخستين چيزى كه قبل از هرچيز بايد بپردازيم اين است كه يك طرز تفكر مشخصى را از ذهنمان بزداييم. و آن تفكر اين است كه مسئله اينجا مسئله دگرگونى كلى نيست كه بدان وسيله يك فردى را كه در رأس مسئوليتى است از ثمره تلاشش بىبهره سازد و يا اينكه از پيآمدهاى كردار بدش تبرئه نمايد هيهات كه چنين اتفاقى بيفتد.
درحالىكه نصوص قرآنى كه اين دو حالت را چارهجويى كرده، نسبت به تأكيد اين واقعيت كوتاهى نكرده است.
به راستى ثواب و عقاب صاحب عمل امكان ندارد بدين وسيله كم شود: «وَ ما أَلَتْناهُمْ مِنْ عَمَلِهِمْ مِنْ شَيْءٍ»[٢]، «وَ ما هُمْ بِحامِلِينَ مِنْ خَطاياهُمْ مِنْ شَيْءٍ»[٣] بنابراين مسئوليتهاى فردى در اين صورت بهطور كامل به حال خود مىماند و اين نكتهاى است كه هيچ جاى حرف ندارد. و تمام مطلبى كه در اينجا وجود دارد، اين است كه دنباله ثواب و عقاب- آنطور كه به نظر مىرسد- از خارج مىآيد تا چه رسد به نتيجه عمل فردى.
و ليكن علىرغم توضيح مطلب به اينگونه، همواره نوعى از تعارض و مخالفت با نصوص فراوان در اينجا وجود دارد كه- به نظر ما- مطلقا اين موضوع را مردود مىشمارد و منكر اين مطلب است چيزى را كه مربوط به عمل خود او نيست، به او نسبت دهند.
بنابراين حقيقت مطلب در اين مسئله چيست؟
و پيش از آن، بار سنگين اضافى كه به حساب ستمگران اضافه مىشود، چيست؟ و اگر عبارتى كه اندكى قبل از قرآن مجيد نقل شد، شرايطى را كه اين اضافه را روشن سازد، ذكر نكرده
[١] - طور( ٥٢) آيه ٢١: كسانى كه ايمان آوردند و فرزندانشان به پيروى از ايشان ايمان اختيار كردند، فرزندانشان را( در بهشت) به آنها ملحق مىكنيم، و از( پاداش) عملشان چيزى نمىكاهيم.
[٢] - طور( ٥٢) آيه ٢١: و از( پاداش) عملشان چيزى نمىكاهيم.
[٣] - عنكبوت( ٢٩) آيه ١٢: آنها هرگز چيزى از خطاها و گناهان اينها را بر دوش نخواهند گرفت، آنها دروغ مىگويند.