آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٦٨٣ - الف - تلاش مدافعه
به شدّت آن حرف را انكار مىكنيم. زيرا چيزى كه هيچ ترديدى در آن نيست، ما مرتكب اشتباه هولناكى شدهايم، موقعى كه مرتكب چنين خلطى در عرض اخلاق قرآنى شويم. البتّه اينك وقت آن فرارسيده است كه به صراحت راجع به آن مطلبى صحبت كنيم، كه به سختى در فرضمان واگذاشتيم، و در اين صورت بايد در يك كلمه بگوييم: در چه صورتى دخالت اين عامل آسمانى (فضل الهى)- كه در قرآن و حديث براى ما تجلّى مىكند- تجسّم مىيابد؟
البتّه فضل الهى غالبا به آن اعتبار براى ما تجسّم مىيابد كه نقش مشخّصى را در ساختن طبيعت اخلاقى ايفا مىكند، بنابراين او در پاسخ به تلاش جارى و يا مسلّم و قطعى انسان مىآيد، و آن درپى اين تلاش و كوشش مىآيد، چه براى تغذيه و استحكام و تثبيت آن و يا براى مؤثّر نمودن و به نتيجه انجاميدن آن.
و دراينباره، خداى تبارك و تعالى مىفرمايد: «وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا»[١]، و مىگويد: «وَ الَّذِينَ اهْتَدَوْا زادَهُمْ هُدىً وَ آتاهُمْ تَقْواهُمْ»[٢]، و نيز مىفرمايد: «إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ يَهْدِيهِمْ رَبُّهُمْ بِإِيمانِهِمْ»[٣]
در اين صورت همواره چيزى وجود دارد كه نخست از طرف ما مىآيد، بنابراين انسان براى اينكه نور را دريافت كند، سزاوار است كه آن را بجويد و براى دريافت آن آغوش باز كند، و بايست نياز خويش را ابراز دارد و دستهايش را به سوى آن بگشايد و گامهايى به سمت آن بردارد، و اين است معناى سخن پيامبر ٦ كه مىفرمايد: «خيرى نزد من وجود ندارد كه من آن را از شما پوشيده و اندوخته كرده باشم، بلكه هركه پاكدامنى را بطلبد، خداوند بر او عنايت كند و هركه بردبارى را بخواهد، خداوند بر او مرحمت نمايد و هركه بىنيازى بطلبد، خداوند بىنيازش سازد، و هرگز به شما عطايى نيكوتر و مهمتر از صبر و شكيبايى ندهند».[٤]
[١] - عنكبوت( ٢٩) آيه ٦٩: آنها كه در راه ما( با خلوص نيّت) جهاد كنند، قطعا به راههاى خود هدايتشان خواهيم كرد.
[٢] - محمّد( ٤٧) آيه ١٧: و كسانى كه هدايت يافتهاند، خداوند بر هدايتشان مىافزايد، و روح تقوا و پرهيزگارى به آنها مىبخشد.
[٣] - يونس( ١٠) آيه ٩: كسانى كه ايمان آوردند و عمل صالح انجام دادند، خداوند به كمك ايمانشان آنها را هدايت مىكند.
[٤] - ر ك: صحيح بخارى: ٢/ ٥٣٤، حديث ١٤٠٠ و: ٥/ ٢٣٧٥، حديث ٦١٠٥، مؤلّف در حاشيه كتابش نوشته:« هركه خواهان عفاف باشد».-( مترجم عربى). و ر ك: صحيح ابن حبان: ٨/ ١٩٣، حديث ٣٤٠٠؛ سنن ترمذى، ٤/ ٣٧٣، حديث ٢٠٢٤؛ سنن دارمى: ١/ ٤٧٤، حديث ١٦٤٦؛ سنن ابى داود: ٢/ ١٢١، حديث ١٦٤٤؛ موطّاء مالك: ٢/ ٩٩٧، حديث ١٨١٢؛ مسند احمد:
٣/ ٩٣، حديث ١١٩٠٨.