آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٦١٦ - ٤ - بازيچه
مىيابد، و مىتواند بدان وسيله بر تواضع و تسليمش در برابر خداوند استدلال كند، درحالىكه به عدالت اجراى هر فرمان رحيمانه از جانب خود به دليل اينكه لطفى الهى است در برابر ضعف انسانى ما، اقرار دارد.
و برعكس؛ هركسى كه در خود توان تحمّل مشقّت و تعهّد بر انجام قاطع عملى را ببيند كه در شرايط عادى و يا مشكوك انجام دهد و شايد كه به خدا بگويد: «من مىتوانم از رحمت تو بى نياز باشم!».
٤- بازيچه
آيا چيزى در نظر حكمت قرآنى مبتذلتر و نابخردانهتر از لهو و لعب است؟، و هرچه كه قرآن بخواهد از شأن زندگى دنيوى بكاهد و آن را تحقير كند، آيا جز اينكه آن را با اين دو لفظ «لعب و لهو» توصيف كند، چيز ديگرى درباره آن مىشد به كار برد؟[١].
باوجوداين، پيامبر ٦ از برخى بازىهاى ورزشى، مانند تيراندازى و اسبسوارى به عنوان بازىهاى ارزشمند سخن مىگويد، به نقل عثمان، پيامبر ٦ فرمود: «هرچه از نوع ياد خدا نباشد، لهو و لعب است، جز چهار چيز: بازى مرد با همسرش، تربيت اسب و تيراندازى و آموزش شنا.»[٢].
به گفته برخى از صحابه از جمله در حكمتهاى على ٧ است: «دلها را شاد كنيد كه اگر ناخشنود باشند كور شوند.»[٣]، و از سخنان ابو درداء است: «همانا من اندكى خودم را با بازيچه سرگرم مىكنم تا بر انجام حق كمكم كند.»[٤].
[١] - انعام( ٦) آيه ٣٢:« وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلَّا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ.»- زندگى دنيا چيزى جز بازى و سرگرمى نيست.
[٢] - ر ك: الجامع الصّغير سيوطى: ٢/ ٩٣، نسائى در: ٦/ ١٨٥، چاپ حلبى و ٦/ ٢٢٢، حديث ٣٥٧٨ روايت كرده است:« و لهو و لعب ممنوع است، جز در سه چيز: تربيت اسب، بازى با همسر و تيراندازى با تيركمان»- مترجم به عربى. ر ك: مجمع الزّوائد:
٨/ ٢٦٩؛ مسند احمد: ٤/ ١٤٦؛ فيض القدير: ٥/ ٢٣؛ نصب الرّايه: ٤/ ٢٧٣؛ البيان و التّعريف: ٢/ ١٤٦؛ المحلّى: ٩/ ٥٦؛ كتاب الأمّ: ٦/ ٢٠٨؛ المعجم الأوسط: ٨/ ١١٩، حديث ٨١٤٧؛ المعجم الكبير: ٢/ ١٩٣، حديث ١٧٨٥.
[٣] - ر ك: المهذّب البارع، ابن فهد حلّى: ٣/ ١٧٣؛ شرح صد كلمه بحرانى: ١٦٥؛ ادب الإملاء و الاستملاء سمعانى: ١/ ٦٨؛ عوالى اللئالى: ٣/ ٢٩٦، حديث ٧٠؛ الجامع الأخلاق الرّاوى و آداب السّامع: ٢/ ١٢٩، حديث ١٣٨٩.
[٤] - ر ك: احياء علوم الدّين: ٤/ ٣٦٤.