آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٣٨ - مقدمه به قلم استاد
آنچه را كه مناسبتر است برمىگزيند، و در حقيقت بر اجراى منظورى كه اراده ذاتى وى صادر مىكند، نيّتش صورت مىگيرد.
حتّى اگر نيرويى هم وجود داشته كه دخيل در رفتار و سلوك او باشد، پذيرش آن نيرو بدان معناست كه اراده انسان با آن موافق بوده است! و چنين است كه انسان به صرف رفتار، مسئول است. و اين بدان مىماند كه يك بدهكار، به مجرّد نوشتن و اقرار به دين، بدهكار مىشود.
و به دنبال قبول و مسئوليّت، بهطور يقين پاداش و كيفر پديد مىآيد، كه موضوع فصل سوم كتاب است. بنابراين، قانون اخلاقى كه ما را ملزم مىكند و در برابر مسئوليّتمان قرار مىدهد، در عينحال بايد براساس نظامى تنظيم شود تا با موقعيّتهاى ما همخوانى داشته باشد. و چون برخى از فلاسفه منكر جزاى اخلاقى به معناى حقيقى كلمه شدهاند، بايد توجّه داشت كه وجود جزاى بالفعل، بر آن عقيده خطّ بطلان مىكشد. قرآن كريم، اين پاداش را به دو نوع افزايش مىدهد: نخست پاداش مربوط به خوى اصلاحى است، بدان معنا كه انسان بدرفتار بهطور حتم بايد فسادى را كه اين رفتار درپى دارد و يا حقوق ديگران را هدر مىدهد، اصلاح كند. قانون در برابر ترك يك واجب اخلاقى با واجب ديگر، يعنى واجب جايگزين با آن، مقابله مىكند. وانگهى، ما چگونه درك و شعور خود را براى ملامت وجدانمان وادار نمىكنيم، درحالىكه شعور، نيروى داخلى است و راه اصلاح را به روى ما مىگشايد و اصلاح نفس و اصلاح خطاهايمان را آسان مىكند؟ جز اينكه اين شعور به تنهايى براى بازگرداندن نظام كافى نيست، بلكه ناگزير بايد موضع جديدى از اراده، آن را همراهى كند؛ موضعى كه تلاش و كوشش را ضرورى مىداند. اين موضع همان جايگاه پشيمانى «توبه» است؛ و اين جايگاه در ساختار تركيبى خود، شامل گذشته و حال و آينده مىشود؛ زيرا اقتضاى توبه خوددارى و جلوگيرى از رفتار بد و تصميم بر تكرار نكردن آن رفتار و دلبستگى و ارتباطى تازه با واجبى كه ترك شده و اصلاح خطا و اشتباهى كه مرتكب شده و بالاخره اتّخاذ راهى نو براى سلوك و رفتار است. اين دگرگونى اخلاقى، بهطور كلّى همچون يك وسيله اصلاحى، اخلاق را بر ما فرض و حتمى مىنمايد.
علاوه بر اينها، نوعى ديگر از پاداش و كيفرى كه طبيعت استحقاقى دارد كه عبارت از بازگشت عمل به قانون اخلاقى است كه با آن تماس تنگاتنگ و رودررو دارد و انسان- خواه و ناخواه- راهى ندارد جز اينكه آن را تحمّل كند. بنابراين، برحسب موضعى كه نسبت به واجب