آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٤٨٤ - خاتمه اعداد و ارقام سخنگوى اصلى
خاتمه [اعداد و ارقام سخنگوى اصلى]
در اين صورت اين اعداد و ارقام است كه بيش از هر تعليل نظرى سخن مىگويند. و مهمترين اعتراضاتى كه اكثر اوقات بهطور كلّى بر ضدّ اخلاق دينى مطرح مىشود، منحصر به اين گفتار است كه اخلاق دينى مربوط به محتويات ذهنى؛ فردى يا اجتماعى. و تمام نيرو و قدرت خودش را از اراده فوق طبيعى و خارج از طبيعت اشياء مىگيرد، و اخلاق دينى بهطور خاص خود را ملزم مىبيند كه از راه تشويق به اجر و پاداش و زنهار از كيفر و عقابى وارد شود كه آن اراده فوق طبيعى آنها را مقرّر نموده است.[١].
و ما اكنون مىفهميم كه اين نقص در هيچ حالى از حالات، ارتباطى با اخلاق اسلامى ندارد، زيرا- همانطورى كه مشاهده كرديم- قرآن كريم اعلام مىدارد كه نفس انسانى امانتدار قانون اخلاق فطرى است، كه از همان آغاز آفرينش در آن دميده شده، و پيامبر ٦ نيز همه ما را فرمان مىدهد كه از دل و باطن خودش جويا شود كه چه كارى را انجام دهد و چه كارى را انجام ندهد.
بلكه اكثر مذاهب اسلامى اتّفاقنظر دارند، به اينكه براى عقل انسانى فرصت و مجال ويژهاى است در تعيين و تشريع؛ بهحدّى كه تعيين مرجع خير و شر، چه كمال باشد و يا نقص، و چه موافق با فطرت باشد يا مخالف، به دست عقل است.
مسئلهاى كه باعث اختلاف اين مذاهب شده، تنها اين نكته است كه: آيا فرمان عقل را ما يك فرمان نهايى بدانيم يا خير؟ و آيا دستور عقل هميشه و در هرجا كه باشد با واقعيّت اشياء موافق است يا نه؟ و آيا رهنمودهاى عقل آدمى بهويژه با عقل الهى همسو و همجهت است يا خير؟.
امّا اينكه وجدان آدمى بهطور كافى برخوردار از قدرت و سيطرهاى است براى تأييد و تأكيد مسئوليّتمان در برابر خودمان، چيزى است كه هيچكس ترديدى در آن ندارد، و ليكن آيا وجدان آدمى بهقدر كافى براى اثبات مسئوليّتمان در پيشگاه خدا نيز از اين سلطه و قدرت برخوردار است؟ اين مسئله خاص مورد اختلاف و ردّ و ايراد است.
[١] - ر ك:
. ٤٤٥. p, eller- utan elarom al te, esilg? e'l ed elarom aL, ellivettuoB