آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٢٠١ - خاتمه مفهوم منطقى و قانون عملى و هيچكدام از مجموع مفاهيم و قوانين قادر مطلق نيستند كه موضوع محسوسى فراهم آورند و يا نابود سازند
تحليل دقيق از يك حالت خاص- بدون هيچگونه ارتباطى با يكديگر- كه بتواند اراده ما را رهبرى كند. بلكه- چنانكه اندكى پيش گفتيم- تركيب يك الگوى فراگير (كه از جايگاه بالا آمده) با واقعيت ثابتى است كه وظيفهاى جز روشنگرى و بيان ندارد تا اينكه دليل مشخصى در وجدان ما پديد آيد. بنابراين از بين آن الگوى برتر و واقعيت، و از ميان مطلق و نسبى، وجدان انسان نشانه توحيد را مىيابد، لازم است كه همچنان نزديك ساختن بين اين دو طرف را ادامه دهد، به اين ترتيب كه رابطه بين آنها را در شكل عملى كه از تقارن ارزنده آنها به وجود آمده، استوار گرداند و اين صفت مركب را كه در يك زمان واحدى تجسم مىيابد، به شكل يك قانون ثابت ماندگار و يك نوآورى فنّى درآورد.
آيا اين همان ادراك تكليفى نيست كه از مفاهيم قرآنى حاصل مىشود؟ گوش دل به قرآن مىسپاريم كه مىفرمايد: «فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ»[١]، آيا در اين آيه از وهله نخست يك خط فاصلى را مشاهده نمىكنيم كه اين هيئت را از انواع ديگر جدا مىكند؟؟
اين هيئت آن نيست كه به پيروى از الهام لحظهاى بگويد: «هركارى را كه براى شما خوب جلوه كرد، انجام دهيد».
و نيز اين هيئت آن هيئت لازم قطعى اجبارى نيست كه هيچ استثنا و تعديل نداشته باشد.
آرى نه اين است و نه آن، با اين همه با هردوى آنها در امتداد عميقى همراه و همسو است.
با اين سخنان جامع و روشن، قرآن كريم نظر ما را متوجه آسمان مىكند و ما را بر پايههاى محكمى از واقعيت استوار مىسازد. و اينچنين دو طرف سلسله را مىبينيم كه با صعود به سمت مثل اعلا و نجات فطرت و با فرود در برابر قانون و آزادى ذاتى، به هم رسيدند.
ولى آيا شما چنين چيزى را (در مكاتب ديگر) امكانپذير مىدانيد؟! آيا امكان ندارد كه اين دو طرف مخالف از هم دور شوند؟ و آيا ممكن نيست براى يك فرد از همان لحظهاى كه به صراحت وظيفهاش را نسبت به حالت مخصوصى درمىيابد، با انگيزههاى تازهاى به چونوچرا برخيزد و بدين وسيله سلطه آن امر را نپذيرد؟
اما چنين چيزى در دين الهى هرگز اتفاق نمىافتد، چون وجدانى كه مخاطب قرآن است، اين وجدان تهى و ناپاك و وامانده و بىراهنما نيست كه با آن حالت اوليه وجدان متفاوت است،
[١] - تغابن( ٦٤) آيه ١٦: پس تا مىتوانيد، تقواى الهى پيشه كنيد.