آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٧١٨ - ١ - استقامت و بخشندگى
اين نخستين مسئله است؛ كدام يك از اين دو بهتر از ديگرى است، استقامت در برابر سختىها و يا بخشش در وقت رفاه؟
چهبسا اين مسئله به صراحت بد طرح شده است، در صورتى كه منظور از آن تصميم تدريجى با طبيعت عملى شايسته براى فرض تكليف و يا حتّى وصيّت باشد. توضيح اينكه جهت بررسى يك فضيلت اساسى مخالف با وضع يا اينكه همينقدر كافى است كه ما يك روش ساختگى را به جاى وضع نقيض قرار دهيم كه آن امرى محال و نامعقول مىنمايد و يا اينكه لازم است ما به جاى قرار دادن وضع ثابت، وضع معكوس آن را بپذيريم.
ولى اگر ما فرض كنيم كه اصلاح وضع ما و خوشبخت كردن جنبه مادّى خودمان و يا برهم زدن وضع مادّى و نابود ساختن ثروتمان، هردو، به خود ما مربوط مىشود، در آن صورت آيا بر ما لازم است بسيار دقيق و ظريف باشيم تا اينكه بتوانيم از حالتى به حالت نقيض آن برگرديم، تغيير وضع دهيم و يا اينكه برحسب شرايط به اين يا آن طريق حركت كنيم؟
البتّه پاسخ به اين سؤال موجود است، اولا به صورت مجمل در سفارش حكيمانهاى كه رسول خدا ٦ در آن بهطور كلّى از ما مىخواهد كه هيچ فرصت كارى را كه به صورت عادتى در آمده تا وقتى كه حالات اين عمل بر ضدّ آن مبدّل نشده است، نبايد از دست داد: «از عايشه نقل است كه من از رسول خدا ٦ شنيدم كه مىفرمود: وقتى كه خداوند از جهتى براى فردى از شما روزى حواله كرده است، نبايد ترك كند تا اينكه خود آن روزى دگرگون شود و يا ناخوشايند گردد.»[١]، به اين ترتيب وقتى كه ما اين سخن را از زمينه اجتماعى به زمينه اخلاقى برگردانيم، آيا نمىتوانيم تأكيد كنيم كه انسان وقتى كه بهگونهاى مىتواند نسبت به وظيفه فعلى خود بهطور كامل وفا كند، بر او لازم است كه ملتزم باشد و ثابتقدم بماند و هيچچيزى او را مجبور نكند تا جوّى ساختگى به وجود آورد كه او را بر انجام خلاف آن وادارد؟ ...
باوجوداين، ما را نيازى نيست كه به اين تعليل قياسى پناهنده شويم تا وقتى كه عين نصيحت را در ميدان اخلاقى مىيابيم و اين جريان موقعى بود كه مردمان ناحيهاى از نواحى
[١] - ر ك: سنن ابن ماجه: ٢/ ٧٢٧، حديث ٢١٤٨؛ مسند احمد: ٦/ ٢٤٦، حديث ٢٦١٣٤؛ مصباح الزّجاجه: ٣/ ٩؛ شعب الايمان:
٢/ ٩٠، حديث ١٢٤٤؛ ميزان الاعتدال: ٦/ ٣٩١؛ حديث ٨٤٠٢؛ تهذيب التهذيب: ١٠/ ٣٧٠، حديث ٧٤٤؛ كشف الخفاء:
٢/ ٢٩٦، حديث ٢٣٧٦؛ تهذيب الكمال: ٩/ ٣١٣.