آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ١٢٦ - د - قياس
علاوه بر اين اگر ما در زمينههاى مختلف تفكّر تشريعى اسلام تعمّق كنيم، مىبينيم، آن حقيقت معيّنى كه همواره ثابت است، و هيچجاى بحث و گفتگو هم ندارد، اين است كه هدف نهايى تمام تلاش و كوشش فقها چيزى جز دسترسى به اين تنها منبع نيست كه بايد همه مردم از آن به نحوى- از نزديك يا دور- حكم خدا را استخراج كنند و آن حكمى است كه در درجه اوّل بهطور مستقيم قرآن آن را مسجّل و قطعى مىكند و پس از آن حديث مىآيد تا توضيح و تعريف كند.
هرگاه در نصّ قرآن يا سنّت نيامده باشد، قياس از روح و مفهوم عميق قرآن و سنّت آن را كشف مىكند، و در نهايت نوبت نقش اجماع به منظور دريافت اين حكم از محتواى قرآن و حديث فرامىرسد.
بنابراين خداى سبحان تنها قانونگذار و صاحب شريعت است و ديگران جز مجريان امر او بهطور مستقيم يا غيرمستقيم نيستند.
جز اينكه ما هنوز با ژرفترين ريشههاى الزام اخلاقى در قرآن از نزديك آشنا نشدهايم، بنابراين تاكنون ما كارى نكردهايم جز اينكه قانون اخلاقى فطرى را به نوعى از قانون الهى بازگردانيم كه در وجود ذات عقل انسانى نهفته است. قبلا گذشت كه ما به نارسايى اين نور جزئى (يعنى نور عقل) از ايجاد يك قانونى كه همزمان تمام صفات حسّى، كمال و شمول را داشته باشد، اشاره كرديم. همانطورى كه بر ضرورت تمسّك به منبع ديگرى به خاطر فراهم آمدن اين اوصاف سهگانه نيز اشاره نموديم و آن منبعى است كه مىتواند راه مردم را به بهترين صورت به وسيله آموزش مثبت مشخّصى روشن سازد، هرچند داراى طبيعت آسمانى باشد.
اين قدرتى كه بايد داراى علم مطلق، و نور ابدى باشد، ممكن نيست چيز ديگرى جز وجود كامل باشد.[١]
سرانجام به آنجا رسيديم كه مىخواهيم تمام منابع مثبت اين شرع مقدّس را به يك منبع
[١]..tiafrap eyte'L