آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ١٤١ - الف - امكان عمل
با اين همه، شايسته است دوباره به سراغ ويژگىهاى قانون اخلاقى عمومى برويم كه با ساير قوانين و شرايع مشترك است تا بتوانيم در شكل قرآنى خاصّ خود آن را ارائه دهيم. البتّه ديديم كه قرآن به اين قانون به عنوان قانونى ضرورى و فراگير چگونه مىنگرد، و بايد بيفزاييم كه پيامد اين نظريه، آن نيست كه مطلقا هيچ شرطى نداشته باشد. بنابراين (اگر شرايطى دارد)، اين شروط چيست؟
ما سه شرط از آن شروط را مىشناسيم: نخست، ناظر به طبيعت كلّى انسان است و ديگرى ناظر به واقعيّت زندگى مادّى و سوّمى، ناظر به تدريجى بودن اعمال است.
الف- امكان عمل:
شايد بهتر باشد كه بگوييم، ما انديشه امكان مادّى براى عمل را همچون شرط مؤكّدى مىدانيم كه در الزام اخلاقى بايد باشد. بنابراين وجدان عمومى تنها نيست كه به اين حقيقت بديهى اعتراف دارد و مىگويد: پرواز از شتران خواستنى نيست، ولى همين مطلب به عينه در بسيارى از نصوص قرآنى آمده است، مانند اين آيات: «لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا ما آتاها»؛[١] «وَ لا نُكَلِّفُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها»[٢] و «لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها»[٣]
شرايطى كه در آيه آخر نازل شده است، به ما در مورد محدود ساختن معناى اين امكان ناپذيرى كمك مىكند كه بهگونهاى ظاهر مىشود كه گويى با الزام سازگار نيست، زيرا در آيه پيش از آن، خداى سبحان مىفرمايد: «وَ إِنْ تُبْدُوا ما فِي أَنْفُسِكُمْ أَوْ تُخْفُوهُ يُحاسِبْكُمْ بِهِ اللَّهُ»[٤] اصحاب پيامبر ٦ بر اين عقيدهاند كه اين آيه بر آنچه از افكار، تصميمات، تمايلات، خطورات و تخيّلات و نظاير اينها در باطن آدمى پيدا مىشود، قابل تطبيق است، با تمسّك ايشان به شمول اين نصّ عام. از ابو هريره نقل شده است: وقتى كه اين آيه بر رسول خدا ٦ و سلّم
[١] - طلاق( ٦٥) آيه ٧:« خداوند هيچكس را جز به اندازه توانايى كه به آنها داده است، تكليف نمىكند.»
[٢] - انعام( ٦) آيه ١٥٢؛ مؤمنون( ٢٣)، آيه ٦٢:« هيچكس را جز به اندازه توانايى تكليف نمىكنيم.»
[٣] - بقره( ٢) آيه ٢٨٦:« خداوند هيچكس را جز به اندازه توانايىاش تكليف نمىكند.»
[٤] - همان سوره، آيه ٢٨٤:« اگر آنچه را در دل داريد، آشكار سازيد و يا پنهان كنيد، خداوند شما را مطابق آن محاسبه مىكند.»