آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٧١٩ - ١ - استقامت و بخشندگى
مدينه مىخواستند خانههايشان را بفروشند و در نزديكى مسجد مدينه ساكن شوند: «از جابر بن عبد اللّه نقل است، مىگويد: زمينهاى اطراف مسجد خالى شد و قبيله بنى سلمه خواستند به نزديكى مسجد نقلمكان دهند، جريان به اطّلاع رسول خدا ٦ رسيد، پيامبر به ايشان فرمود:
به من اطّلاع دادند كه شما قصد داريد به نزديكى مسجد نقلمكان دهيد. گفتند: آرى يا رسول اللّه! ما چنين قصدى را داريم، فرمود: اى بنى سلمه در ديار خودتان بمانيد تا آثارتان نوشته شود، در ديار خودتان بمانيد تا آثارتان ثبت شود».[١]
از مسلّمات است كه در برخى از حالات تكليف گاهى قابل تعديل نيست، بلكه درحال دگرگونى است، بنابراين، اگر ما دوباره به عبارت صريح مسئلهمان برگرديم، به يقين مقرّر خواهيم داشت كه بر انسان تنگدست واجب است تمام توان خودش را صرف كند تا وضع ماليش خوب شود، آيا عكس اين هم صحيح است؟
آيا بر انسان توانگر لازم است كه تنگدست شود؟ ... هرگز، زيرا موضعگيرى اسلام در اين مورد كاملا روشن است. پيامبر ٦ هر انسانى را وادار مىكرد تا در كسب معاش خود تلاش كند، مىفرمود: «هيچكس غذايى را هرگز نخورد كه بهتر از غذايى باشد كه از كار دستش فراهم آورده است».[٢]
پيامبر ٦ بر افراد سالم حرام مىكرد كه از ديگران درخواست احسان كنند، و مىفرمود:
«هر آينه اگر يكى از شما پشته هيزمى بر پشت خود بكشد، بهتر از آن است كه از كسى چيزى
[١] - ر ك: صحيح مسلم: ١/ ٤٦٢، حديث ٦٦٥، و در اين مثال ملاحظه مىكنيم كه هر راهحلّ ديگرى خلاف است، توضيح اينكه ناحيه شهر به نوعى از مدينه حمايت مىكند، بنابراين اگر همه مردم اطراف و نواحى كوچ كنند، مدينه بىدفاع مىماند، اين از يك جهت و از جهت ديگر اگر مردم آماده مىشدند كه به جاى معيّنى بشتابند، حتما بين آنها اختلاف به وجود مىآمد و دشمنى ايجاد مىشد. ر ك: صحيح ابن حبان: ٥/ ٢٩٠، حديث ٢٠٤٢؛ المسند المستخرج على صحيح مسلم: ٢/ ٢٦١، حديث ١٤٩١؛ سنن كبراى بيهقى: ٣/ ٦٤، حديث ٤٧٦١؛ المصنف عبد الرّزاق: ١/ ٥١٧، حديث ١٩٨٢؛ مسند احمد:
٣/ ٣٣٢، حديث ١٤٦٠٦؛ مسند ابى يعلى: ٤/ ١١٥، حديث ٢١٥٧.
[٢] - ر ك: صحيح بخارى: ٢/ ٧٣٠، ١٩٦٦، مؤلّف عبارت را چنين نقل كرده:« بهتر از كسب دستش» درحالىكه صحيح آن بود كه بالا نوشتيم. و ر ك: مسند شامييّن: ٢/ ١٦٨، حديث ١١٢١؛ المعجم الكبير: ٢٠/ ٢٦٧، حديث ٦٣١؛ شعب الايمان: ٢/ ٨٤، حديث ١٢٢٤؛ التّرغيب و التّرهيب: ١/ ٣٣٦، حديث ١٢٣٨، و: ٢/ ٣٣٣، حديث ٢٦٠٢؛ سبل السّلام: ٣/ ٥؛ فتح البارى:
٤/ ٣٦، حديث ١٩٦٦؛ حلية الأولياء: ٥/ ٢١٧.