آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٣٦٥ - ٣ - نظام توجيه قرآنى و جايگاه كيفر الهى
بپيوندند.»[١]، «اين عالم را دوست مداريد و نه اشيايى را كه در اين عالم است ... و اين است آن وعدهاى كه او ما را بدان وعده داده، يعنى حيات ابدى.»[٢].
و اينچنين مىبينيم كه آرمان انجيلى همواره جايگاه آخرت است، و درباره زندگى پس از مرگ، مگر در يكجا و بس[٣]، كه در آن يكجا حضرت مسيح به پاداشى دوگانه: در زندگى آينده و در اين زندگى وعده داده است (و اين زيادتى است كه در انجيل مرقس؛ اصحاح دهم، جمله ٣٠، مىبينيم، ولى اين مطلب در انجيل متى، اصحاح نوزدهم: ٢٩ وجود ندارد).
نظام توجيه قرآنى
هماكنون ما در موضعى هستيم كه مىتوانيم از خلال آن به بهترين روش با آموزش تبليغ قرآنى مواجه شويم و ارتباط آن را با تبشير كتاب مقدّس ثابت كنيم، و به زودى خواهيم ديد كه نظريّه يهود و مخالف آن نظريّه مسيحيّت در يك تركيب همسو، باهم سازش مىكنند، تنها اين هم نيست، بلكه علاوه بر اين، خواهيم ديد كه عناصر جديدى در اين تركيب داخل مىشود تا اين كه بر غنا و گسترش آن بيفزايد.
به راستى ما به نوعى از شمارش عمومى اقدام كرديم[٤]، كمبود تعليمات قرآنى كه در استدلال حكمتش بر تنها قدرت و سلطه امر خدا بسنده كرده بود، ما را به وحشت انداخت. و در نتيجه ديديم اين شكل نظريّه كانت كه الزام و تعهّد بر وظيفه را مجرّد از مادّه و براساس شكل محض وى استوار ساخته است: «اين كار را بكن! چون فرض و واجب است.»، در بسيارى از موارد كتاب مقدّس اسلام، چنين چيزى معمول و مأنوس نيست، با اين همه در ده آيه كه تمام آنها نيز
[١] - ر ك: رساله بولس، نخستين فرستاده به جانب ثيموثاوس: ٦/ ١٧- ١٩.
[٢] - ر ك: رساله يوحنّا، نخستين فرستاده: ٢/ ١٥- ٢٥.
[٣] - چهبسا مناسبت دارد كه ما نيز برخى از فقرات رسائل قدّيس بولس را بر آن بيفزاييم، آنجا كه به فرزندان فرمانبردارش وعده عمرهاى طولانى بر روى زمين مىدهد[ رساله بولس، نخستين فرستاده به جانب مردم افسس- ٣] و به توده مردم وعده مىدهد كه خداوند تمام نعمتهاى مادّى آنها را زياد مىكند تا اينكه همه وقت و در همهچيز خودكفا شوند، در تمام اعمال شايسته بيفزايند و به مستمندان بدهند[ رساله دوّم بولس، رسول به مردم كورنثوس، اصحاح نهم: ٨- ١١] و آنجا كه زيادى مرگها و شمار زيادى از بيمارىها و ناتوانىها را به خاطر كوتاهى و اخلال بر بعضى از واجبات دينى تفسير مىكند.
[٤] - در آخر هر مجموعه برخى از آياتى را كه بيانگر يك تفكّر واحدى است، ارجاع مىدهيم، حرف( آ) را براى تعيين آيات مكّى و حرف( ب) را براى تعيين آيات مدنى اضافه مىكنيم.