آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٣٩ - مقدمه به قلم استاد
اخلاقى بر ما ديكته مىكند، تسليم باشيم يا متمرّد، مىيابيم كه ملكات والاى ما رشد مىكند يا اينكه رو به انحطاط مىرود. البتّه، مقصود اين نيست كه سروكار با نيكى تنها دل را صفا مىدهد و اراده و تصميم انسان را تقويت مىكند، بلكه واكنش آن روى ملكه ذهنى نيز انعكاس دارد. و برعكس آن، مىبينيم كه اطاعت بىقيد و شرط از خواستههاى نفسانى، دل را كور و عقل و خرد را از دريافت حقيقت بازمىدارد. و خلاصه سخن اينكه، جزاى اخلاقى استحقاقى به نوعى از ارزشيابى ذاتى منتهى مىشود و سرانجام يا به ارزش آدمى افزوده مىگردد و يا از قدر آن مىكاهد.
و هرگاه انسان آزادانه كارى را انجام مىدهد، بدين معناست كه اين عمل او برخاسته از تمام هستى او، از جسم و روح اوست. رابطه محكم و عمل متقابل ميان اين دو عنصر- جسم و روح- بر كسى پوشيده نيست. از اينرو، عدالت اقتضا مىكند كه انسان هم پاداش كيفر حسّى (جسمى) را ببيند و هم روحى.[١] و ما قانون طبيعت را مىبينيم كه مجازات را در برابر كار نيك و بد بهطور مناسب تقسيم مىكند: پاداش مبارزه، پيروزى است و ميانهروى و اعتدال مزاج، سلامتى و تندرستى است؛ امّا پليدى و رذالت نتايج زيانبخش جسمى و عقلى را درپى دارد. با اين تفاوت كه مجازاتهاى طبيعى در اين دنيا ناقص بوده و فراگير و كامل نيست. از اينروست كه عدالت خداوندى از راه محاسبه دقيق در آخرت، عهدهدار كامل ساختن اين نقص است.
اكنون بايد درباره موضع قرآن كريم نسبت به عمل انسان و معيار حكم قرآن درآنباره، نگرشى داشته باشيم. براستى كه موضع قرآن كريم دراينباره بسيار روشن و كاملا مشخّص است. آنچه از ديدگاه قرآن مهم است، اجراى مادّى و فيزيكى عمل نيست؛ بلكه آن نيّتى است كه در پشت عمل نهفته است. نويسنده كتاب، موضوع «نيّت و انگيزههاى عمل» را در فصل چهارم مطرح مىكند و در كنار انتخاب موضوع مباشر عمل، انتخاب هدف دورى نيز وجود دارد، و در سايه حسن انتخاب اين هدف، نيّت پاك به مفهوم اخلاقى صرف آن نيز تحقّق مىيابد.
حال آن مبدأ والا و انگيزه اصلى كه قرآن كريم آن را همچون شرطى براى داورى درباره ارزش
[١] - اين همان عقيده شيعه و اعتقاد به معاد روحى و جسمى است كه متكلّمان شيعه سخت بر آن پافشارى مىكنند. به مقصد ششم از« تجريد الاعتقاد» خواجه نصير الدّين طوسى و همچنين شرح آن« كشف المراد فى شرح تجريد الاعتقاد» از علّامه حلّى و ديگر كتابهاى كلامى شيعه مراجعه شود- م.