آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٥٢٧ - ب نيت و طبيعت فعل اخلاقى
را جز به نيّت نمىپذيرد.»[١].
حسن بصرى و سعيد بن جبير كه اين حديث را ديدهاند، مىگويند: «هيچ گفتار و رفتارى پسنديده نيست، مگر به وسيله نيّت، و هيچ گفتار و رفتار و نيّتى شايسته نيست، مگر اينكه مطابق سنّت باشد.»[٢].
با اين همه، اين دو شرط بدون اينكه شرط سوّم را به دنبال داشته باشند، پذيرفته نيست.
بنابراين؛ كفايت نمىكند كه عمل تنها موافق با قاعده و قانون باشد و اين چيزى است كه ما بارها گفتهايم، بلكه لازم است كه اين مطابقت و موافقت از روى اراده و رضايت با آزادى كامل باشد.
در اين صورت براى اينكه امكان داشته باشد تا قاعده مشخّصى در ارتباط با اراده باشد، بايد از قبل آن قاعده معلوم باشد، از اينرو پيامبر ٦ قضات را به سه دسته تقسيم كرده است؛ كه تنها يك دسته در نجاتند: «دو گروه از قاضيان در دوزخ و گروهى در بهشت است، آنكه در بهشت است، كسى است كه حق را مىداند و مطابق حق داورى مىكند و آنكه در دوزخ است، مردى است كه از روى نادانى داورى كند و كسى كه حق را مىداند و برخلاف حق داورى مىكند.»[٣].
و بايد اعتراف كنيم اين سخنان عميقترين نگرانى را در وجود ما بيدار مىكند و اگر تعريف درست براى اخلاقيّت منحصر در اين سه روش است، پس چه تضمينى براى ما وجود دارد كه ما برطبق قانون اخلاقى رفتار مىكنيم؟ و چه ضمانتى براى ما وجود دارد كه ما در يك حالت
[١] - ر ك: قوت القلوب، ابو طالب مكى: ٢/ ٣٢٦؛ الحسبة، ابن تيميه، ص ٩٢؛ تفسير قرطبى: ١٤/ ٣٣٠؛ لسان الميزان، ابن حجر: ١/ ١٥٠.
[٢] - ر ك: الحسبه، ابن تيميه، ص ٩٢، و اين روايت حسن است. و در روايت سعيد بن جبير به جاى( يصلح)،( لا يقبل) آمده است، يعنى« پذيرفته نيست».
[٣] - ر ك: صحيح ترمذى: ٣/ ٦١٣، حديث ١٣٢٢؛ المستدرك على الصّحيحين: ٤/ ٩٠؛ كشف القناع: ٦/ ٣٦٣؛ المعجم الأوسط: ٧/ ٣٩؛ الفردوس بمأثور الخطاب: ٣/ ٢٣٥، حديث ٤٦٩٥؛ مسند زيد، ص ٢٩٥؛ شرح الأزهار: ٤/ ٣٠٩؛ المجموع: ٢/ ١٢٧؛ السّنن الكبرى: ١٠/ ١١٧؛ فيض القدير: ٤/ ٥٣٨؛ كشف الخفاء: ٢/ ١٢٦، حديث ١٨٧٨.