آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٥٢١ - ب نيت و طبيعت فعل اخلاقى
يا منفى به آن بدهيم.
توضيح آنكه از سويى اگر ما به دقّت تعبير پاىبند باشيم و اين تفكّر را داريم كه مىگوييم نيّت خوب در ذات خود، خير اخلاقى «خير مطلق بدون هيچ قيد و شرط»، «تنها خير در اين عالم و در ماوراى اين عالم»[١] است، و بهطور منطقى اين عقيده نهتنها ما را به مجاز دانستن تمام خطاها و گمراهىهايى مىكشاند كه در دل ما پيدا مىشود، بلكه ما را وادار مىكند تا از آنها ارزشهاى مطلق و نمونههاى كاملى از نمونههاى فضيلت بسازيم. و چون بحث خفيفى وجود دارد كه ما اميدواريم اين حالات را به عنوان «اعمال مخالف وظيفه» نپذيريم، آن كارى را كه كانت اندكى بعد از اين مىخواهد انجام دهد، زيرا حالاتى كه بهطور مشخّص ذكر شد، صاحبش آنها را مطابق با قانون مىداند. اگر براى شخصى معلوم شد كه خارج از محدوده نيّت مىخواهد برطبق اساس قانون عمل كند، چنانكه در ذات قانون است، در اين صورت هرگز جريان به ويرانى راه عملى را كه او رفته است، نمىانجامد. بهطورى كه وى با اين روش از اصل ارزش مطلق اراده پاكش كه آن را به مانند يك اصل و اساس در نظر گرفته، برگردد.
اين از يكسو، و از سوى ديگر اگر ما فرض كنيم كه جهتگيرىهاى درونى ما از دگرگون ساختن هرچيزى در طبيعت عمل ناتوان است، بنابراين بيشتر ذهنيّتهاى ما گناه و مهمترين نيّتهاى ما تيره و سياه خواهد بود! كه سزاوار است در زمينه اخلاقى پذيرفته باشد، چنانكه بيشترين اين نيّتها به استناد انگيزههاى پاك با يك شرط پذيرفته است و آن شرط اين است كه مادّه عمل بدون هيچ مأخذى در نظر شريعت روشن باشد.
و همچنين ما از پاسخ آرى يا خير بهطور قاطع عاجزيم. بنابراين؛ اين مشكل ما را در برابر تنگنايى قرار مىدهد كه رسيدن به راهحلّ اين مشكل براى ما بسى دشوار مىنمايد.
باوجوداين؛ محقّقا اين مشكل دوسويه وابستگى روشنى با خواسته مطلق بيش از حد دارد و آن خواستهاى است كه كمترين عكس العملى در دلهاى پاك از آن پيدا نمىشود. و حقيقت مطلب اين است كه ما در موازين اخلاقيمان نمىتوانيم كه چنين مقرّر كنيم كه عقايد باطنى هيچ تأثيرى در اعمال ظاهرى ما ندارد، ولى در اين راه تا حدّ الغاى ارزش اين اعمال هم
[١] - ر ك:
noitces ere ١ al ed esarhp erel, --- stnemednoF, tnaK