آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٤٣٢ - الف - مجازات الهى در دنيا
نكردن نسبت به گرفتارىهاى برادران دينىشان بوده است، مانند اين آيه: «إِنَّا بَلَوْناهُمْ كَما بَلَوْنا أَصْحابَ الْجَنَّةِ إِذْ أَقْسَمُوا لَيَصْرِمُنَّها مُصْبِحِينَ وَ لا يَسْتَثْنُونَ فَطافَ عَلَيْها طائِفٌ مِنْ رَبِّكَ وَ هُمْ نائِمُونَ فَأَصْبَحَتْ كَالصَّرِيمِ فَتَنادَوْا مُصْبِحِينَ أَنِ اغْدُوا عَلى حَرْثِكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صارِمِينَ فَانْطَلَقُوا وَ هُمْ يَتَخافَتُونَ أَنْ لا يَدْخُلَنَّهَا الْيَوْمَ عَلَيْكُمْ مِسْكِينٌ وَ غَدَوْا عَلى حَرْدٍ قادِرِينَ فَلَمَّا رَأَوْها قالُوا إِنَّا لَضَالُّونَ بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ قالَ أَوْسَطُهُمْ أَ لَمْ أَقُلْ لَكُمْ لَوْ لا تُسَبِّحُونَ قالُوا سُبْحانَ رَبِّنا إِنَّا كُنَّا ظالِمِينَ فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ يَتَلاوَمُونَ قالُوا يا وَيْلَنا إِنَّا كُنَّا طاغِينَ عَسى رَبُّنا أَنْ يُبْدِلَنا خَيْراً مِنْها إِنَّا إِلى رَبِّنا راغِبُونَ كَذلِكَ الْعَذابُ وَ لَعَذابُ الْآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ.»[١].
و خلاصه سخن اينكه، قرآن، دگرگونى را به گناهان كبيره انسانى مربوط مىداند و بر آنها تفسير مىكند: «ظَهَرَ الْفَسادُ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ لِيُذِيقَهُمْ بَعْضَ الَّذِي عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ.»[٢]، «وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ.»[٣].
«وَ لَوْ أَنَّهُمْ أَقامُوا التَّوْراةَ وَ الْإِنْجِيلَ وَ ما أُنْزِلَ إِلَيْهِمْ مِنْ رَبِّهِمْ لَأَكَلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ وَ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ
[١] - قلم( ٦٨) آيه ١٧- ٣٣: ما آنها را آزموديم، همانگونه كه صاحب باغ را آزمايش كرديم، هنگامى كه سوگند ياد كردند: ميوههاى باغ را صبحگاهان( دور از چشم مستمندان) بچينند و هيچيك از آنها را استثنا نكنند، امّا عذابى فراگير( شبهنگام) بر( تمام) باغ آنها فرود آمد، درحالىكه همه در خواب بودند، آن باغ سرسبز همچون شب سياه و ظلمانى شد، صبحگاهان يكديگر را صدا زدند، به سوى كشتزار و باغ خود حركت كنيد، اگر قصد چيدن ميوهها را داريد، آنها( به سوى باغ) حركت كردند، درحالىكه باهم مىگفتند: مواظب باشيد، امروز حتّى يك فقير وارد بر شما نشود! آنها صبحگاهان تصميم داشتند كه با قدرت از مستمندان جلوگيرى كنند.( امّا) هنگامى كه( وارد باغ شدند و) آن را ديدند، گفتند: حقّا ما گمراهيم، بلكه ما محروميم، يكى از آنها كه از همه عاقلتر بود، گفت: آيا به شما نگفتم: چرا تسبيح خدا نمىگوييد، گفتند: منزّه است پروردگار ما( از هرگونه ظلم و ستم)، مسلّما ما ظالم بوديم، سپس رو به يكديگر كرده و به ملامت هم پرداختند، گفتند: واى بر ما كه طغيانگر بوديم، اميدواريم پروردگارمان( گناهان ما را ببخشد و) بهتر از آن به جاى آن به ما بدهد، چرا كه ما به او علاقهمنديم. اينگونه است، عذاب( خداوند در دنيا) و عذاب آخرت از آن بزرگتر است.
[٢] - روم( ٣٠) آيه ٤١: فساد در خشكى و دريا به خاطر كارهايى كه انجام دادهاند، آشكار شده است، خدا مىخواهد نتيجه بعضى از اعمالشان را به آنان بچشاند، شايد به سوى حق بازگردند.
[٣] - اعراف( ٧) آيه ٩٦: اگر مردمى كه در اين آبادىها و نقاط ديگر روى زمين زندگى داشته و دارند( به جاى طغيان و سركشى) ايمان مىآوردند، و در پرتو آن تقوا و پرهيزگارى پيشه مىكردند،( نهتنها مورد خشم پروردگار واقع نمىشدند، بلكه) درهاى بركات آسمان و زمين را به روى آنها مىگشوديم.