آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ١٤٧ - الف - امكان عمل
عَلِيماً».[١]
و از همين قبيل است وقتى اعلان مىكند، به راستى خداوند قادر است كه همگان- فرمانبرداران و تبهكاران- را نابود سازد: «قُلْ فَمَنْ يَمْلِكُ مِنَ اللَّهِ شَيْئاً إِنْ أَرادَ أَنْ يُهْلِكَ الْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَ أُمَّهُ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً»[٢] و يا نيز موقعى كه اعلان مىكند هيچچيزى در عالم هستى نمىتواند با آنچه از تكاليف دشوارى كه بر ما فرض و واجب گشته است و يا به آنچه از رويدادهاى غمانگيزى كه بر سر ما مىآيد معارضه كند؛ كه مىفرمايد: «وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَأَعْنَتَكُمْ»[٣] ... آيا اين مطلب واضح و روشن نيست كه فعل مضارع با مفهوم زمان حال و به صورت شرطى مطلق، غير قابل تغيير است؟ ... بنابراين امكان دارد، تا ما تأكيد ورزيم كه هرگز چنين تغييرى اتّفاق نمىافتد، چون خداى سبحان فرموده است: «كَتَبَ عَلى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ»[٤] ...
پس در اين صورت به جاى اينكه اشاعره روى قدرت كامله الهى تأكيد كنند كه چنين تأكيدى از نظر معتزله دور مانده است، و به جاى آنكه قدرت كامله را در برابر حكمت الهى قرار دهند، امّا معتزله خواستهاند آن را ابراز كنند، درمىيابيم كه اشاعره با انگيزه جانبدارى و تعصّب و كمبود تجربه نظرى و فكرى، تقريبا حكمت را به خاطر قدرت هدر دادهاند، آن هم بهگونهاى كه نسبت به حكمت جز به نام و ارزشمندى آن، اهميّتى قائل نشدهاند.
بنابراين وقتى كارى را مىبينيم با تدبيرى استوار، بهطور كامل نظم يافته است، بهگونهاى كه هر بخشى در داخل مجموعه، وظيفهاى دارد؛ و يا موقعى كه مىبينيم يك رويداد به نتايجى درست و نيكو انجاميده است، عادت بر اين است كه امور مختلف را به وسيله يكديگر تفسير مىكنيم و اين رابطه را در مكان و يا در زمان، و اين ضمانت متقابل اصولى و يا اين پىدرپى آمدن تاريخى را بر يك هدف موردنظر حمل مىنماييم.
[١] - نساء( ٤) آيه ١٤٧:« خداوند چه نيازى به مجازات شما دارد، اگر شما شكرگذارى كنيد و ايمان بياوريد؟ خداوند هم از اعمال و نيّات شما آگاه است و هم در برابر اعمال نيك شما شاكر و پاداشدهنده است.»
[٢] - مائده( ٥) آيه ١٧:« بگو: اگر خدا بخواهد مسيح و مادرش مريم و تمام كسانى را كه در زمين زندگى مىكنند، هلاك كند، چه كسى مىتواند جلوى آن را بگيرد؟».
( اشاره به اينكه مسيح و مادرش مانند همه افراد بشر، انسانى بيش نبودند؛ به همين دليل نيستى در ذات ايشان راه دارد).
[٣] - بقره( ٢) آيه ٢٢:« خداوند اگر بخواهد مىتواند كار را بر شما سخت بگيرد و شما را به زحمت اندازد- م».
[٤] - انعام( ٦) آيه ١٢:« اوست كه رحمت را بر عهده خويش قرار داده است».