آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ١٤٦ - الف - امكان عمل
حتّى اگر ما فرض كنيم كه خداى سبحان اراده خود را در كتابهايى كه فرستاده است، ابراز نكرده و اوامر خود را به پيامبران وحى ننموده بود، بهطور مسلّم ما آنها را مىشناختيم، سپس به پيروى از آنها ملزم مىشديم، كتب آسمانى و پيامبران الهى هيچ هدفى ندارند، بهجز اثبات نگرشهاى عقلى ما و برملا كردن آن.
به خاطر مقاومت اين سخن برخاسته از غفلت و نسنجيده و اين انبوه اعتماد به عقل انسانى، اشاعره به مبارزه يكايك افكار معتزله شتافتند تا به آنجا كه روح جدل و جدال آنها را احيانا به ارتكاب انحراف از عدالت و مخالفت با آنان واداشت.
بنابراين اشاعره وقتى كه مىخواهند دلايل خود را در مقابل دلايل معتزله اقامه كنند، نخست به اين اكتفا مىكنند كه زمينه فلسفى ثابتى داشته باشند، چه آن خطر كمترى دارد؛ به اين معنا كه موضع منفى، در اين قبيل مشكلات اعتماد به حكم عقل را مردود مىشمارد.
امّا در جهت ايجابى آنها يك اشتباه مباح و تحليلى عرضه كردهاند كه حكمت كمترى ندارد، درحالىكه يك راهحلّ بنيادى و به حق قرآنى است و بين صفات مخالف را سازش مىدهد، بدون اينكه نسبت به يكى از آنها غفلت بورزد و يا اينكه در اعتماد و توجّه به آن زيادهروى نمايد.
قرآن كريم از جنبه حقيقت به ما مىآموزد كه: «إِنَّ اللَّهَ يَحْكُمُ ما يُرِيدُ»،[١] بنابراين آيا ممكن است كه از اين عبارت چنين دريافت كنيم كه خداوند با استبداد مطلق حكم مىكند؟ ... درحالى كه قرآن از ديگرسو تأكيد مىكند و مىفرمايد: «وَ اللَّهُ يَقْضِي بِالْحَقِّ»؟[٢]
آرى، اين همان تقابل بين چند صفت است، امّا در صورتى ديگر. زيرا قرآن كريم در عبارت ديگر مىفرمايد: «عَذابِي أُصِيبُ بِهِ مَنْ أَشاءُ»[٣]، ولى در همين آيه مىفرمايد: «وَ رَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ»[٤]، و در آيه ديگر مىفرمايد: «ما يَفْعَلُ اللَّهُ بِعَذابِكُمْ إِنْ شَكَرْتُمْ وَ آمَنْتُمْ وَ كانَ اللَّهُ شاكِراً
[١] - مائده( ٥) آيه ١:« خداوند هر حكمى را بخواهد صادر مىكند.»
[٢] - غافر( ٤٠) آيه ٢٠:« خداوند به حق داورى مىكند.»
[٣] - اعراف( ٧) آيه ١٥٦:« عذاب و كيفرم را به هركس بخواهم( و مستحق ببينم) مىرسانم.»
[٤] - همان سوره، آيه ١٥٦:« امّا رحمت من همهچيز را دربر گرفته است.»